رسانه‌های اجتماعی، غذای نامرغوب برای جویندگان اطلاعات

p-8

سعید میرشاهی

بر اساس توصیه ویوک مورتی، جراح کل ایالات متحده، رسانه‌های اجتماعی باید مانند محصولات تنباکو، هشدار یک جراح را درباره آسیب‌هایی که می‌تواند به کاربران وارد کند، درنظر بگیرند. درخواست او در بحبوحه یک بحث ملی شدید درباره نقش رسانه‌های اجتماعی در کاهش سلامت روان در سراسر کشور، در بین جوانان مطرح شد.

سایت «ساینتیفیک آمریکن» در گزارشی نوشته: بسیاری نگرانی مورتی را درباره اینکه پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی مانند اینستاگرام و تیک‌تاک، تهدیدی برای رفاه فردی (به‌ویژه در دوران جوانی) هستند، به اشتراک می‌گذارند. با این حال، برخی مشکوک هستند. در همین حال، دیگران درباره خطرات امنیت ملی بحث می‌کنند. فارغ از اینکه حق با چه‌کسی است، اگر جذابیت این پلتفرم‌ها نبود، این گفتگوی ملی داغ درباره واکنش‌های مناسب به پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی را انجام نمی‌دادیم. واقعا چرا این‌قدر مجذوب تجربه رسانه‌های اجتماعی هستیم؟

به ‌عنوان زیست‌شناسانی که سال‌ها از رسانه‌های اجتماعی، استفاده و آن را بررسی کرده‌ایم، پاسخ را در تاریخ تکامل‌گونه‌ خود می‌بینیم. طی چند هزار سال گذشته، انسان‌ها، فناوری‌هایی را توسعه داده‌اند که برای تحقق خواسته‌های تکامل‌یافته خود به آنها نیاز دارند. خانه‌های تحت‌کنترل آب‌وهوا، ما را از باد، باران و برف محافظت می‌کنند. داروها، درد ما را تسکین می‌دهند، در دنیایی که کالری کمیاب است، ما به دنبال غذاهای غنی از قند و چربی هستیم. روزانه از مسیر غذای ناسالم عبور می‌کنیم و با اپیدمی سوءمصرف مواد مخدر مواجه می‌شویم. آن‌قدر با موفقیت بر محیط مسلط شده‌ایم که خود را با چیزهای خوب، مسموم می‌کنیم.

چیزی مشابه همین روند درباره اطلاعات در حال وقوع است. به هر حال ما نوعی از جستجوگران اطلاعات هستیم و تمام زندگی‌مان را صرف یادگیری درباره دنیای خود و نحوه دستکاری آن می‌کنیم. ما به طور فردی جستجو می‌کنیم، الگوها را شناسایی می‌کنیم، آزمایش می‌کنیم، نشانه‌های فرصت یا تهدید را یاد می‌گیریم و پیش‌بینی‌های ذهنی را می‌آزماییم. ما همچنین به طور جمعی جستجو می‌کنیم، یکدیگر را تماشا و کپی می‌کنیم، به فرزندان و همسالان‌مان آموزش می‌دهیم، مشاهدات‌مان را به اشتراک می‌گذاریم، شایعه‌پراکنی می‌کنیم و معنای دنیای اطراف را درک می‌کنیم.

ما تکامل یافته‌ایم از یادگیری به خاطر خودش لذت ببریم. تکامل، رفتارهایی را تحت‌تاثیر قرار داده که در برخی محیط‌ها با موفقیت، از بدو تولد مرتبط است: خواب هنگام خستگی، پناه گرفتن هنگام سرما، خوردن هنگام گرسنگی و داشتن رابطه جنسی هنگام تمایل. این رفتارها، از جمله یادگیری، آمادگی تکاملی ما را افزایش می‌دهد. پس تکامل یافته‌ایم تا آنها را لذت بخش بدانیم.

از نظر تاریخی، اطلاعات کمیاب بود اما در طول 30 سال گذشته، اینترنت را به یک خط لوله مستقیم تبدیل کرده‌ایم که جریان بی‌پایانی از اطلاعات را ارائه می‌دهد. با این حال، علی‌رغم دسترسی نامحدود به قدرتمندترین سیستم بازیابی اطلاعات که تا به حال ایجاد شده، ما بخش زیادی از وقت‌ را در بهترین حالت، صرف مطالب بی‌ارزش و در بدترین حالت، صرف اطلاعات غلط می‌کنیم.

ما تکامل یافته‌ایم اطلاعات را در محیط‌های طبیعی جستجو کنیم، محیط فیزیکی خود را کاوش کنیم و با گروه‌های حداکثر چند صدنفری تعامل داشته باشیم. عادات و قواعد ذهنی ما در این محیط‌ها به خوبی عمل می‌کنند. امروزه ما در فضاهای دیجیتال پیچیده، متصل به شبکه‌هایی متشکل از میلیون‌ها نفر و هدایت برخی از پیچیده‌ترین فناوری‌های توسعه‌یافته، هدایت می‌شویم.

علاوه بر این، امروز در یک عرصه خصمانه، اطلاعات را جستجو می‌کنیم. فضاهای آنلاین که وقت خود را در آنها سپری می‌کنیم، به گونه‌ای طراحی شده‌اند که از روان‌شناسی تکامل‌یافته ما بهره‌برداری کنند. وب بر اساس درآمدها و دلارهای تبلیغاتی اداره می‌شود، بنابراین پلتفرم‌ها برای جلب توجه ما به‌شدت رقابت می‌کنند. برای پیروزی در این مسابقه، شرکت‌های فناوری اطلاعات از داده‌های رفتاری وسیع و انبوه که با استفاده ما از وب‌سایت‌های آنها، جمع‌آوری کرده‌اند، بهره می‌برند. انتظار اینکه روش‌های تکامل‌یافته ما در جستجوی اطلاعات همچنان در محیط مصنوعی جدید به خوبی عمل کنند، نیاز به خوش‌بینی فوق‌العاده‌ دارد.

ما در یک مسابقه تسلیحاتی با پلتفرم‌های آنلاین گرفتار شده‌ایم که از رفتار ما به عنوان راهنمای  افزایش تعامل استفاده می‌کنند. زمانی که به طور جمعی به یک ‌سایت جهانی که به درآمد تبلیغاتی وابسته است، تن دادیم، به خاطر جلب توجه‌مان، خود را در معرض پیامدهای تجارت رایگان، آزاد و بی‌قانون قرار دادیم.

از آنجا که ما به طور جمعی اطلاعات را جستجو می‌کنیم، تغییرات در رفتار فردی، درک مشترک ما را از جهان تغییر می‌دهد. برای مثال، وقتی الگوریتم‌ها، مطالب تحریک‌آمیز را به ما نشان می‌دهند و مواردی از تعارض را برجسته می‌کنند، ممکن است جامعه را قطبی‌تر از آنچه هست، تصور کنیم. این امر، نه تنها باعث ایجاد استرس و اضطراب می‌شود، بلکه اصول بنیادین حکومت ما را نیز تهدید می‌کند. اگر به این باور برسیم که نیمی از رای‌دهندگان هموطن ما، غیرمنطقی یا شرور هستند، ایمان خود را به مفهوم دموکراسی از دست می‌دهیم. تصادفی نیست که وقتی یک رویداد قطبی رخ می‌دهد، مثلا یک تیراندازی دسته‌جمعی یا تصمیم دادگاه درباره سقط جنین، آن‌گاه دشمنان خارجی ما به سرعت، به سمت تقویت طرفین درگیری در رسانه‌های اجتماعی می‌روند.

تا اینجا ما تصویر تلخ و ناامیدکننده‌ای ترسیم کرده‌ایم. انسان‌ها به گونه‌ای تکامل یافته‌اند که میل به اطلاعات داشته باشند و این تشنگی یا اشتیاق به دانستن، بیانگر بیشتر باتلاق‌هایی است که ما در آن قرار داریم.

بنابراین آیا پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی به برچسب‌های هشداردهنده نیاز دارند؟ آیا کنگره باید تیک‌تاک را ممنوع کند؟ اول از همه، اینها سوالات بسیار متفاوتی هستند. ما باید به روشنی درباره انگیزه‌های‌ خود فکر کنیم و نگرانی‌های مربوط به امنیت ملی را از دغدغه‌های خود درباره تاثیر رسانه‌های اجتماعی بر سلامت روان متمایز سازیم.

در زمینه امنیت ملی، اگر نگرانیم دشمنان خارجی در حال ردیابی فعالیت‌های آنلاین ما هستند، باید مقررات‌گذاری و نظارت بر دلالان داده‌هایی که این اطلاعات را به آنها می‌فروشند، مدنظر قرار دهیم. (مسئله‌ای که در فرمان اجرایی اخیر ریاست‌جمهوری مطرح شد.) اگر نگران پتانسیل تبلیغاتی هستیم، به تنظیم‌گری، مقررات‌گذاری و نظارت بر استفاده از سیستم‌های تحویل محتوای الگوریتمی در انواع پلتفرم‌ها نیاز داریم و باید گزینه و امکان انصراف از الگوریتم‌ها را برای کاربران فراهم کنیم.

در زمینه بهداشت عمومی، ما نه تنها باید اقدامات تجاری که بحران را تشدید می‌کنند، لحاظ کنیم، بلکه باید دلیل اصلی، یعنی مسیری که خواسته‌های تکامل‌یافته ما را در برابر این فناوری‌های جدید آسیب‌پذیر می‌کند، نیز بشناسیم.

این مشکلات، خودبه‌خود حل نمی‌شوند و بعید است شرکت‌های رسانه‌ای بزرگ، با تغییرات گسترده‌ که برای حمایت از شیوه‌های بهتر، ایمن‌تر و سالم‌تر رسانه‌های اجتماعی لازم است، موافقت کنند. شبح هوش مصنوعی مولد، با ظرفیت نامحدود برای تولید اطلاعات، سریع‌تر از آنچه ما می‌توانیم آن را بخوانیم، چالش دیگر است.

با این حال، ما نیاز نیست آسیب‌های موجود را بپذیریم. ظرفیت انسان برای فراشناخت، شامل توانایی بازگشت به عقب و ارزیابی اینکه چگونه اعمال ما بر منافع ما، تاثیرگذار است، به اندازه غرایز جستجوی اطلاعات، بخشی از شخصیت و وجود ماست.

تغییر، آسان نیست اما ضروری است. ما اگر امیدواریم تهدیدهای پیش‌روی جهان، مانند نژادپرستی، جنگ، ناامنی غذایی، انقراض، تغییرات اقلیمی، بیماری‌های همه‌گیر و افراط‌گرایی خشونت‌آمیز را مدیریت کنیم، نیاز به اطلاعات قابل اعتماد داریم. برای تحقق این هدف، به یک دانش جدید در زمینه رفتار جمعی انسان‌ها نیاز داریم تا درک کنیم چگونه فناوری‌های اطلاعات دیجیتال، باورها، نظرات، احساسات و تصمیمات ما را در مقیاس جهانی شکل می‌دهند. حل این بحران، مستلزم شفافیت درباره استفاده از رسانه‌های اجتماعی و آسیب‌های آن است.

این امر نیازمند برنامه‌ریزی دقیق برای متعادل کردن جبران این آسیب‌ها در برابر حقوق بنیادین انسانی به آزادی بیان است و مهم‌تر از همه، به اراده برای عمل نیاز دارد تا به جای اینکه ما در خدمت فناوری باشیم، فناوری به ما خدمت کند.