بدانید تا به جمع مالباختگان اضافه نشوید

چرا اکثر معامله‌گران کوتاه‌مدت بازنده هستند

  • توسط نویسنده
  • ۴ ماه پیش
  • ۰

عصر ارتباط – امیر رمزعلی – ایده کسب درآمد روزانه دلاری تنها با یک لپ‌تاپ و یک اتصال اینترنت آنقدر وسوسه‌انگیز است که بسیاری از افراد برای رسیدن به آن بی‌گدار به آب بزنند. در سال‌های اخیر تعداد زیادی که با بازار رمزارزها، فارکس یا کلا هر بازار مالی دیگری آشنا شده‌اند به فکر کسب درآمد از آن افتاده‌اند اما متاسفانه نه تنها درآمدی نصیب‌شان نشده بلکه پس‌انداز چند ساله خود را نیز طی مدتی کوتاه از دست داده‌اند. نه اینکه ایراد از بازارهای مالی باشد؛ بر عکس بازارهای مالی فرصت‌های بسیار خوبی را در اختیار افرادی که دانش و مهارت سرمایه‌گذاری و معامله‌گری را فرا گرفته‌اند قرار می‌دهد. اما در مورد این دست از افراد شکست‌خورده بازارهای مالی باید بگوییم که بدون شک اشکال و ایراد از خود این افراد است که بدون داشتن زیرساخت مناسب و کسب مهارت‌های لازم اقدام به ورود به این بازار‌ها می‌کنند.
بسیاری از این افراد حتی به سرعت از شغل فعلی خود استعفا می‌دهند تا بتوانند به صورت تمام‌وقت در منزل خود زمانی که پشت میز کامپیوترشان هستند و قهوه خود را می‌نوشند روزانه صدها یا هزاران دلار به جیب بزنند. آنها حتی برنامه‌ خرید ماشین و ملک مورد علاقه‌ خود را می‌ریزند؛ آن هم فقط در عرض چند ماه. اما در واقعیت چیزی که آمار‌، شواهد و حتی مطالعات دانشگاهی نشان می‌دهد این است که اکثریت این افراد که با رویای ثروتمند شدن سریع و آسان، جذب بازارهای مالی شده‌اند، بازندگانی مالباخته بیش نیستند.
اما دلیل این شکست‌ها چیست؟ آیا واقعا کسب درآمد مستمر از بازارهای مالی فقط یک توهم است؟ چرا فقط تعداد معدود و انگشت‌شماری از معامله‌گران عملکرد قابل قبولی در بازارهای مالی دارند؟
در این مطلب سعی می‌کنیم به این سوال‌ها پاسخ دهیم و برخی از مهم‌ترین دلایل شکست معامله‌گران را بررسی کنیم. اگر شما نیز قصد دارید به عنوان یک معامله‌گر، فعالیت خود را در بازار رمزارزها یا هر بازار مالی دیگری آغاز کنید پیشنهاد می‌کنیم برای خواندن این مطلب وقت بگذارید. باید این واقعیت را بدانید که هر دو گروه سرمایه‌گذاران (Investors) و معامله‌گران (Traders) با ورود به بازارهای مالی ریسک‌هایی را قبول می‌کنند اما بدون شک معامله‌گران به خصوص آنهایی که قصد کسب سود و درآمد از نوسانات قیمتی یک دارایی در بازه‌های زمانی کوتاه مدت را دارند، متحمل ریسک و خطر بیشتری هستند.

بدون علاقه و اشتیاق راه به جایی نخواهید برد

بدون شک موفقیت پایدار در یک حرفه هیچگاه با تلاش‌های تفننی و پراکنده به دست نیامده و نخواهد آمد و حرفه معامله‌گری نیز از این قضیه مستثنا نیست و واضح است پشتوانه چنین موفقیت پایداری باید شور و اشتیاقی سوزان و عطشی تمام نشدنی برای یادگیری، بهبود مهارت‌ها و حرکت مداوم در یک مسیر در طول زمان باشد.
اما سوال اساسی این است که آیا همه معامله‌گران از سر علاقه و اشتیاق جذب بازارهای مالی می‌شوند؟ قطعا جواب خیر است. واقعیت این است اکثر معامله‌گران نه از سر علاقه، بلکه با رویای ثروتمند شدن سریع و بی‌دردسر، به بازارهای مالی ورود می‌کنند. همه انسان‌ها در یک حوزه‌ای اشتیاق سوزان (Passion) دارند. خواه در هنر، ورزش، موسیقی، تدریس یا هر چیز دیگری، یا اگر هنوز هم این شور به اشتیاق سوزان تبدیل نشده باشد اما حداقل همه افراد به یک موضوعی علاقه دارند. اما از آنجا که باورشان این است که در حوزه مورد علاقه‌شان امکان ثروتمند شدن یا حتی کسب درآمد وجود ندارد، گمان می‌کنند که راه آن فقط از بازارهای مالی و معامله‌گری می‌گذرد. خیلی شفاف و مستقیم بگوییم: اگر تنها دلیل‌تان برای ورود به بازار‌های مالی تنها کسب درآمد است و هیچ علاقه و اشتیاقی برای دانستن و آگاهی در کار نیست بدون شک شکست خواهید خورد زیرا حرفه‌ای شدن در حوزه معامله‌گری قطعا نیازمند صرف ساعت‌ها، روزها و ماه‌ها مطالعه، تمرین و کسب تجربه است و بدون شک تنها کسی می‌تواند این مسیر پر پیچ و خم را طی کند که شور، اشتیاق و علاقه‌ای شدید به حوزه معامله‌گری، سوخت موتور حرکت او در این مسیر باشد. کسی که هیچ علاقه‌ای به این حوزه ندارد و تنها با رویای ثروتمند شدن پا به این عرصه گذاشته است، روزها و ماه‌ها که هیچ، حتی ساعتی تمرین و مطالعه در این حوزه برای او خسته‌کننده و کسالت‌آور است. آیا شکست خوردن کسی که با این شرایط به حوزه معامله‌گری وارد می‌شود تعجبی دارد؟
پس قبل از ورود به هر بازار مالی به عنوان یک معامله‌گر از خود این سوال‌ها را بپرسید:
– آیا واقعا از سر علاقه و اشتیاق قصد ورود به حوزه معامله‌گری را دارم؟
– آیا حاضرم ماه‌ها برای کسب دانش و مهارت در این حوزه وقت بگذارم؟
اگر جواب‌تان با قطعیت مثبت یا منفی است که تکلیف مشخص است اما اگر هنوز هم مطمئن نیستید، راه سختی برای پیدا کردن جواب ندارید. لزومی ندارد به یکباره از شغل خود استعفا دهید و پول و پس‌انداز چند ساله‌تان را سریع وارد بازار کنید. پیشنهاد می‌کنیم در وقت‌های آزاد خود با مطالعه در این حوزه شروع کنید، از هزاران منبع رایگان در اینترنت استفاده کنید، از هزاران ویدیوی آموزشی رایگان در پلتفرم‌هایی همچون یوتیوب کمک بگیرید، برای تمرین، شروع به معاملات غیرواقعی روی کاغذ کنید یا از وب‌سایت‌هایی که به شما این امکان تمرین کردن با اکانت دمو (Demo) و با پول غیرواقعی را می‌دهند، استفاده کنید. اگر برای مدتی این قدم‌ها را بردارید متوجه خواهید شد که آیا واقعا علاقه‌ای به این حوزه دارید یا خیر. و این مسیر قطعا بسیار بهتر و ایمن‌تر از ورود یکباره به بازار و از دست دادن پول و سرمایه‌ و آرامش‌تان است. حتی اگر به این نتیجه رسیدید که به حوزه معامله‌گری علاقه دارید، باز هم در ابتدای مسیر هستید. اقدام هیجانی نکنید و بدانید که توسعه مهارت‌هایتان زمان خواهد برد و روند بهبود آن نیز می‌تواند تا ابد ادامه پیدا کند. فراموش نکنید که موفقیت بها دارد و باید بهای آن را بپردازید.

رویای رسیدن به ثروت در کمترین زمان ممکن

معدود افرادی در جهان وجود دارند که در حوزه معامله‌گری یا سرمایه‌گذاری به درآمد پایدار و ثروت رسیده‌اند. دقت کنید که وقتی حرف از درآمد پایدار به میان می‌آید منظور دو یا سه معامله موفق نیست. منظور از درآمد پایدار، برآیند مثبت و البته معقول معاملات یک معامله‌گر در یک مدت زمان نسبتا طولانی است. اما خطای شناختی اکثر معامله‌گران تازه‌وارد این است که فقط شرایط فعلی این دست از معامله‌گران موفق را در نظر می‌گیرند و می‌خواهند در کمترین زمان ممکن به جایگاه آنها از لحاظ درآمد و ثروت برسند. غافل از اینکه این معامله‌گران یا سرمایه‌گذاران موفق در یک مسیر تکاملی، به تدریج و در طول زمان به جایگاه فعلی‌شان رسیده‌اند که حاصل ماه‌ها و سال‌ها آموزش و کسب تجربه بوده است.
در این خصوص باید بگوییم تجربه نشان داده است معامله‌گرانی که قصد رسیدن به یک درآمد رویایی در کمترین زمان ممکن را دارند تقریبا در تمام موارد شکست خواهند خورد. پس انتظارات خود را تعدیل کنید. اگر می‌خواهید به عنوان یک معامله‌گر فعالیت خود را آغاز کنید، قرار نیست به سرعت و در عرض چند ماه وضعیت مالی شما از بیخ و بن متحول شود. و بدتر، اگر تامین مخارج ماهانه‌ خود یا خانواده‌تان را به موفقیت معاملات‌تان در یک بازار مالی گره زده‌اید، بدانید در مسیر خطرناکی قدم گذاشته‌اید. استرس و فشار ذهنی معامله‌گری که خود را در این شرایط قرار داده آنچنان زیاد است که قطعا به شکست او منجر خواهد شد و متاسفانه طیف وسیعی از معامله‌گران تازه‌وارد جزو این دسته هستند.

عدم پایبندی به قوانین ساده و ثابت همیشگی

برخی از قوانین معامله‌گری هیچگاه تغییر نخواهند کرد و فرقی هم بین 50 سال قبل، هم اکنون یا پنجاه سال آینده هم نیست. البته این قوانین ساده آنقدر برای بسیاری از معامله‌گران تکراری شده‌اند که آن را جدی نمی‌گیرند، اما مهم نیست که شما چقدر آنها را نادیده می‌گیرید؛ چرا که این قوانین با کسی شوخی ندارند و هر زمان که هر معامله‌گری از آنها تخطی کند، تاوان سنگین آن را کمی دیر یا زود خواهد داد. این مورد نیز جزو این دسته از قوانین است: اگر سرمایه‌ای را وارد بازار می‌کنید که با از دست دادن آن زندگی روزمره خودتان، همسر یا فرزندان‌تان با چالش مواجه می‌شود، قطعا در مسیر اشتباهی قرار گرفته‌اید. انتظار نداشته باشید پول و سرمایه‌ای که آن را برای هزینه منزل یا قسط وام‌تان در نظر گرفته‌اید را وارد بازار کنید و موفق هم شوید. فشارهای روانی چنین شرایطی آنچنان زیاد است که به شما هرگز اجازه نخواهد داد تصمیمات صحیح در معاملات خود داشته باشید.
همیشه قبل از ورود به یک بازار مالی این سوال مهم را از خودتان بپرسید و حتما جواب واضح و شفافی به آن بدهید: اگر سرمایه‌ای که می‌خواهم وارد بازار کنم را از دست بدهم، زندگی روزمره خودم و خانواده‌ام به خطر می‌افتد یا خیر؟ اگر جواب مثبت است قطعا نباید با آن سرمایه مشغول به معامله‌گری شوید و اگر آن میزان، کل پول یا پس‌اندازی است که در اختیار دارید کلا نباید وارد حوزه پرریسکی همچون معامله‌گری شوید. به طور کلی مباحث مربوط به مدیریت سرمایه و مدیریت ریسک جزییات زیادی دارد اما مفاهیم سخت و پیچیده‌ای هم نیستند. اما معامله‌گری که با این مباحث هیچ آشنایی ندارد و در معاملات خود هیچ جایی برای آن در نظر نگرفته است، نمی‌توان سرنوشتی جز شکست زودهنگام برای او متصور بود. متاسفانه اکثر معامله‌گران در این گروه قرار دارند.

معاملات اهرمی

هر کاری ریسک‌های ذاتی مختص به خود را دارد و حوزه معامله‌گری نیز از این قضیه مستثنا نیست. از مارکت مِیکرها (Market Makers) و دستکاری‌های قیمتی (Manipulation) گرفته تا اتفاقات پویا در مقیاس اقتصاد کلان که روی هر بازاری تاثیر مستقیم دارند. ترکیب همه این عوامل با هم، حوزه معامله‌گری را به خودی خود در لیست فعالیت‌های با ریسک بالا قرار می‌دهد (ریسک از نظر از دست دادن سرمایه). حال تصور کنید با همه این شرایط یک معامله‌گر از اهرم‌ (Leverage) نیز در معاملات خود استفاده کند. کاملا واضح است که ریسک چنین معامله‌گری از حد معمول نیز فراتر خواهد رفت؛ به طوری که هر چه از اهرم بالاتری استفاده کند به همان نسبت نیز سرمایه خود را در معرض ریسک بالاتری قرار داده است. در بسیاری از بازار‌ها از جمله بازار رمزارزها، معامله‌گران امکان این را دارند که حتی تا بیش از 50 برابر بیشتر از سرمایه اصلی خود وارد یک معامله شوند، هر چند که در صورت موفقیت‌آمیز بودن معامله سود حاصل از آن نیز به همان نسبت افزایش می‌یابد اما عکس آن نیز صادق است. یعنی ریسک معامله‌گر با توجه به اهرم انتخابی خود افزایش خواهد داشت که می‌تواند ضرر او را چندین برابر بیشتر از ضرر معامله‌ای بکند که در آن بدون اهرم وارد شده است.
استفاده از اهرم در معاملات، باز هم از ذات عجول بودن معامله‌گران نشات می‌گیرد. چرا که برای رسیدن به قصر و اتومبیل رویاهای‌شان بسیار عجله دارند. چرا که می‌خواهند از کمترین نوسانات قیمتی در یک دارایی، بیشترین سود را نصیب خودشان کنند که البته تجربه، آمار‌ و البته مطالعات دانشگاهی نشان می‌دهند که تقریبا تمام معامله‌گران تازه‌واردی که از اهرم استفاده می‌کنند بازنده هستند و به سرعت سرمایه و دارایی خود را از دست می‌دهند. معدود معامله‌گران باتجربه‌ای هستند که پس از سال‌ها تجربه و شناخت ماهیت بازار در معاملات اهرمی به عملکردی معقول دست پیدا کرده‌اند. اما بحث معاملات اهرمی برای تازه‌واردان تنها یک دام است که بازنده این بازی قطعا خودشان و برنده آن صرافی‌ها و بروکر‌ها (Brokers) هستند.
پس اگر به تازگی فعالیت خود در بازار‌های مالی را آغاز کرده‌اید لطفا با معاملات اهرمی دو دستی سرمایه خود را به باد ندهید. صبور باشید و کسب دانش در زمینه عوامل روان‌شناسی و خودشناسی فردی را جدی بگیرید. هر چقدر در این زمینه متخصص‌تر شوید معاملات احساسی کمتری خواهید داشت.

خرید تجربه با قیمت گزاف

مطالعه، آموزش و تمرین در حوزه معامله‌گری از اصول ثابت هر معامله‌گر موفق است که باید جزو برنامه‌های همیشگی او باشد. اما یکی از بهترین منابع برای یادگیری، افراد موفق در حوزه معامله‌گری و سرمایه‌گذاری هستند. متاسفانه اکثر معامله‌گران تازه‌کار گویی خود به دنبال تجربه کردن هر موضوعی هستند که البته هزینه گزافی هم برای هر تجربه می‌پردازند؛ آن هم با پول و آرامش‌شان. در صورتی که می‌توانند بسیاری از تجربیات گران‌قیمت معامله‌گران موفق را که حاصل چندین سال فعالیت در بازارهای مالی است را به راحتی به دست آورند. تعداد زیادی از آنها حاضرند سخاوتمندانه تجربیات‌شان را در اختیار دیگران قرار دهند. هر چند در به‌کارگیری بسیاری از این تجربیات باید تیپ شخصیتی افراد را در هم در نظر گرفت اما واقعیت این است که بسیاری از اصول موفقیت آنها ثابت هستند.
جدای از اینکه بسیاری از معامله‌گران تازه‌وارد هیچ گونه برنامه‌ای برای آشنایی و استفاده از تجربیات افراد موفق این حوزه ندارند، اما واقعیتی تلخ نیز در جریان است. طیف وسیعی از آنها حتی زمانی که توصیه‌های افراد موفق را نیز می‌شنوند، آن را جدی نمی‌گیرند تا وقتی که ضربه آن را با از دست دادن پول و سرمایه‌شان بخورند. برای مثال مدت‌هاست که برخی از افراد شناخته شده فعال در بازارهای مالی ریسک بالای معاملات اهرمی را گوشزد می‌کنند، اما گویی معامله‌گران تازه‌وارد مایل به باور کردن برخی از واقعیات نیستند. یا دوست دارند شرایط را آن طور که دل‌شان می‌خواهد باور کنند.
اما مهم نیست که شما به عنوان یک معامله‌گر تازه‌کار تا چه میزان در مقابل قبول برخی حقایق مقاومت می‌کنید. بازار معلم سختگیری است که درس نداده امتحان می‌گیرد و جریمه شکست در چنین امتحانی از دست دادن سرمایه‌تان است.

موفقیت راه میانبر ندارد

امروزه شما می‌توانید در هر حوزه‌ای سریعا اطلاعات زیادی کسب کنید؛ اما آیا به همان سرعت نیز در آن متخصص می‌شوید؟
متخصص شدن در هر حوزه‌ای نیازمند تلاش بسیار و البته مداوم است. هر چند با داشتن استراتژی‌های مشخص و البته استفاده از تجربیات افراد موفق می‌توان از بسیاری از سعی و خطاها و شکست‌های بی‌مورد جلوگیری کرد اما نمی‌توان بدون طی کردن مسیر تکاملی به موفقیت پایدار رسید. بهبود مهارت‌ها و تبدیل آن به یک تخصص در هر حوزه‌ای در طول زمان اتفاق می‌افتد و حوزه معامله‌گری نیز مستثنا نیست. انتظار رسیدن به نتایج عالی پایدار در مدتی کوتاه و صرفا با گذراندن یک یا دو دوره آموزشی یک توهم محض است. برای رسیدن به مهارت‌های سطح بالا باید بهای آن را بپردازید؛ با صرف وقت، انرژی، شور و اشتیاق و البته هزینه مالی.
راه میانبری وجود ندارد. پس به جای تلاش برای یافتن فرمول‌هایی که شما را در عرض دو سه ماه به خواسته‌هایتان برساند، سعی کنید یک زیرساخت و فونداسیون محکم برای موفقیت‌های آینده بسازید. امکان ندارد که بتوانید یک آسمان‌خراش را روی یک بستر سُست بنا کنید.
موفقیت پایدار نیاز به پایه و اساس محکم و قابل اتکا دارد. مهم‌ترین المان‌های این زیرساخت محکم شامل کسب مهارت‌ و متخصص شدن در حوزه مورد علاقه‌تان، ایجاد و افزایش اعتماد به نفس و عزت نفس، آماده شدن برای چالش‌ها، کسب مهارت در حل مساله و تلاشی همیشگی برای بهبود و بهتر شدن است.


  • facebook
  • googleplus
  • twitter
  • linkedin
  • linkedin