سمیه مهدوی پیام
تصمیم شهرداری تهران برای تأسیس «مرکز هوش مصنوعی» را میتوان در ظاهر یک تغییر سازمانی و ایجاد یک واحد جدید در ساختار سازمان فناوری اطلاعات و ارتباطات شهرداری دانست، اما اهمیت آن بیش از نام یک مرکز یا تغییر در چارت سازمانی است.
این تصمیم در امتداد مسیری قرار میگیرد که مدیریت شهری تهران دستکم از نیمه دوم دهه ۱۳۹۰ با عنوان «تهران هوشمند» دنبال کرده است؛ مسیری که در ابتدا بیشتر بر دیجیتالیشدن خدمات، توسعه سامانهها و ایجاد زیرساختهای دادهای متمرکز بود و اکنون با ظهور هوش مصنوعی، وارد مرحله پیچیدهتری میشود.
نخستین دوره رویداد «تهران هوشمند» در سال ۱۳۹۶ برگزار شد و در سالهای ۱۳۹۷ و ۱۳۹۸ نیز این برنامه با محورهایی مانند حملونقل هوشمند، دادهکاوی، نوآوری شهری و مشارکت کسبوکارهای نوپا ادامه پیدا کرد. در سال ۱۳۹۸ نیز سازمان فاوا از ورود برنامه تهران هوشمند به فاز اجرایی پروژهها و حرکت به سمت یکپارچهسازی خدمات سخن میگفت.
از این منظر، دستور اخیر شهردار تهران را نباید شروع داستان هوشمندسازی تهران دانست. تفاوت این مرحله در آن است که هوش مصنوعی دیگر صرفاً یکی از فناوریهای مورد استفاده در پروژههای شهری نیست و قرار است به یک چارچوب متمرکز برای حل بخشی از مسائل مدیریت شهری تبدیل شود.
بر اساس دستور زاکانی، مرکز هوش مصنوعی زیرمجموعه سازمان فاوا شکل خواهد گرفت و قرار است پروژههای مرتبط با تحلیل کلاندادهها، خدمات هوشمند شهروندی، پیشبینی نیازهای شهری، بهینهسازی فرایندها، امنیت سایبری و پشتیبانی از تصمیمگیری مدیران را در یک چارچوب منسجم دنبال کند.
- مسیر از سامانه به داده و از داده به تصمیم
آنچه در بازدید اخیر شهردار تهران از سازمان فاوا ارائه شد، تصویری از همین تغییر مرحله را نشان میدهد. «پروفایل یکپارچه شهروندان»، «پروفایل املاک»، سامانههای حملونقل و مرکز عملیات امنیت، هر کدام بخشی از یک زیرساخت بزرگتر هستند که بدون داده و اتصال میان دادهها، امکان توسعه کاربردهای پیشرفته هوش مصنوعی در آنها محدود خواهد بود.
بر اساس گزارش منتشرشده از این بازدید، قرار است از پروفایل شهروندان برای شناسایی جامعه هدف و تخصیص خدمات حمایتی در «قرارگاه معیشت شهرداری» نیز استفاده شود.
این نکته از منظر تحول دیجیتال اهمیت بیشتری از خودِ عنوان «مرکز هوش مصنوعی» دارد. هوش مصنوعی زمانی در مدیریت شهری معنا پیدا میکند که بتواند به جای تولید یک سامانه جدید، کیفیت تصمیمگیری و اجرای یک فرایند موجود را تغییر دهد؛ مثلاً تشخیص دقیقتر نیازهای شهروندان، پیشبینی الگوهای ترافیکی، شناسایی نقاط پرخطر، بهینهسازی مصرف منابع یا کشف الگوهای غیرعادی در شبکههای شهری.
به بیان دیگر، مرحله بعدی هوشمندسازی الزاماً ساختن تعداد بیشتری اپلیکیشن و سامانه نیست. مسئله اصلی، تبدیل انبوه دادههای پراکنده شهری به اطلاعات قابل استفاده و سپس تبدیل آن اطلاعات به تصمیم است.
- زیرساختی که پیش از هوش مصنوعی باید ساخته شود
البته میان تأسیس یک مرکز تخصصی و تحقق چنین تصویری فاصله قابل توجهی وجود دارد. تجربه سالهای گذشته در پروژههای شهر هوشمند نشان داده است که مشکل اصلی فقط دسترسی به فناوری نیست. کیفیت داده، استانداردسازی، اتصال سامانهها، تعیین مسئولیت دستگاهها، امنیت، حفظ حریم خصوصی و مهمتر از همه اعتماد مدیران به خروجی مدلهای هوش مصنوعی، از الزامات استفاده واقعی از این فناوری هستند.
به همین دلیل، قرار گرفتن مرکز هوش مصنوعی در کنار زیرساختهایی مانند مرکز عملیات امنیت و سامانههای دادهمحور، از نظر معماری سازمانی قابل توجه است. در بازدید اخیر، توسعه زیرساخت SOC نیز در دستور کار قرار داشت؛ مرکزی که وظیفه پایش شبکهها، شناسایی فعالیتهای مشکوک و واکنش به تهدیدهای سایبری را بر عهده دارد. همزمان، سازمان فاوا از پایداری زیرساختهای حیاتی خود در جریان جنگ اخیر و استمرار خدمات الکترونیکی شهرداری خبر داده است.
این همزمانی یک پیام مهم دارد: شهر هوشمند فقط شهری نیست که از فناوریهای جدید استفاده میکند، بلکه شهری است که زیرساخت دیجیتال آن در شرایط عادی و بحرانی قابل اتکا باشد.
- هوش مصنوعی در تهران؛ از شعار فناوری تا مسئله حکمرانی
کلانشهر تهران به عنوان پایتخت کشور طی سالهای گذشته بارها با مفاهیمی مانند شهر هوشمند، خدمات غیرحضوری، حملونقل هوشمند و حکمرانی دادهمحور مواجه شده است. حتی در سال ۱۳۹۸، از حملونقل هوشمند و استفاده از فناوریهایی مانند اینترنت اشیا به عنوان بخشی از برنامه تهران هوشمند سخن گفته میشد.
اما اکنون هوش مصنوعی یک گام فراتر از آن مرحله است. چراکه این فناوری قرار نیست تنها یک خدمت جدید به فهرست خدمات شهری اضافه کند. کمااینکه در صورت طراحی درست، میتواند در لایهای عمیقتر وارد مدیریت شهر شود؛ جایی که دادههای مربوط به شهروندان، املاک، حملونقل، خدمات، امنیت و منابع شهری در کنار یکدیگر قرار میگیرند و برای پیشبینی، تحلیل و تصمیمسازی مورد استفاده قرار میگیرند.
البته همین نقطه، حساسترین بخش ماجرا نیز هست. هرچه استفاده از داده برای تصمیمگیری گستردهتر شود، اهمیت قواعد دسترسی، حریم خصوصی، کیفیت داده و امکان نظارت بر تصمیمهای الگوریتمی نیز بیشتر میشود. بنابراین موفقیت مرکز هوش مصنوعی را نمیتوان صرفاً با تعداد پروژهها، مدلها یا سامانههای تولیدشده سنجید. پرسش مهمتر این است که این مرکز تا چه اندازه میتواند تصمیمهای شهری را دقیقتر، قابل سنجشتر و پاسخگوتر کند.
از این منظر، دستور تأسیس مرکز هوش مصنوعی شهرداری تهران را میتوان ادامه منطقی مسیر تهران هوشمند دانست؛ با این تفاوت که در مرحله جدید، مسئله دیگر صرفاً «هوشمند کردن خدمات» نیست. مسئله اصلی، ساختن سازوکاری است که داده را به تصمیم و تصمیم را به خدمت بهتر شهری تبدیل کند.
لذا در پایان بار دیگر باید تاکید کرد، مرکز جدید اگر بتواند چنین نقشی پیدا کند، تأسیس آن صرفاً ایجاد یک واحد سازمانی دیگر در شهرداری نخواهد بود؛ بلکه میتواند نشانه عبور مدیریت شهری از دوره «سامانهمحوری» به دوره «داده و تصمیممحوری» باشد. آزمون اصلی نیز از روزی آغاز خواهد شد که نخستین تصمیمهای واقعی شهر بر مبنای خروجی این مرکز گرفته شوند.