بارقه‌ای بی‌فروغ! از امید

پزشکیان

داود صفی خانی

مسعود پزشکیان  با وعده‌هایی که در ایام انتخابات داد در نهایت سکان هدایت دولت را در دست گرفته است، در این مدت کوتاه اما ابعاد مختلفی از مطالبه‌گری در رابطه با عملیاتی کردن برنامه‌های وعده داده شده وی به گوش می‌رسد.  اگرچه ابعاد مطالب گفته شده ایشان در ایام انتخابات موضوعات دیگری را نیز شامل می‌شد اما از نظر نگارنده به طور خیلی خلاصه وعده‌های مسعود پزشکیان را می‌توان در 6 محور خلاصه کرد:

  • اقتصاد باز: آنجائیکه ایشان در همان ایام گفتند: ما برای برطرف کردن مشکلات به همت و انسجام ملی و گشایش خارجی نیاز داریم. در رابطه با موضوع رشد اقتصادی و مسئله تحریم، هر زمانی که خواستیم توافق کنیم، نرخ تورم پایین آمد و نرخ رشد اقتصادی بالا رفت.
  • مبارزه با رانت: در این زمینه هم گفتند: اقتصاد ما نشان می‌دهد ۶۰۰ تا 1000هزارمیلیارد تومان رانت داده‌ایم. همه مردم نگران و ناراضی‌اند و اگر جلوی این وضعیت اقتصادی گرفته نشود، با مشکل زیادی مواجه خواهیم شد. وی همچنین از ارز ۴۲۰۰‌تومانی به‌عنوان رانت یاد می‌کند و می‌گوید: این ارز در اختیار هر کسی قرار بگیرد، باعث ایجاد رانت می‌شود.
  • اقتصاد رقابتی: یکی دیگر از گفتمان‌های ارایه‌شده ازسوی پزشکیان موضوع رقابتی شدن اقتصاد بود. او گفته بود مهم‌ترین مانع بازدارنده در برابر اقتصاد رقابتی، قیمت‌گذاری دستوری است. به‌زعم او، اگر قرار باشد اقتصاد به‌صورت دستوری پیش رود، سرمایه‌گذار از سرمایه‌گذاری و تولیدکننده هم از تولید دست می‌کشد. پزشکیان گفته بود: مگر می‌شود وقتی قیمت نهایی یک محصول برای تولیدکننده ۱۰واحد تمام می‌شود، به او دستور بدهیم که با قیمت ۸واحد محصول خود را به فروش برساند.
  • رشد اقتصاد دیجیتال: مسعود پزشکیان وعده داد تا با اصلاح مقررات، رشد اقتصاد دیجیتال را در کشور رقم خواهد زد. او روز ۲۴ خرداد گفت:«ظرفیت رشد اقتصاد دیجیتال وجود دارد اما با فیلترینگ اینترنت بستر مهاجرت را فراهم کردیم و اجازه دادیم مغزها از داخل کشور بروند. باید مقررات را اصلاح کنیم تا وضعیت تغییر کند. در کل به جای تسهیل، آزار دادیم. اگر این کار را نمی‌کردیم و اجازه رشد می‌دادیم، وضعیت تغییر می‌کرد.»

پزشکیان اضافه کرد:«اگر سرمایه‌گذاری نکنیم و بخواهیم انرژی و تورم و اصلاح ساختاری انجام دهیم، مجبوریم با اعتراض خیابانی مواجه باشیم. سرمایه‌گذار خارجی می‌تواند جلوی فشار را بگیرد. اگر به دنبال حل مشکل هستیم، در مقررات و سرمایه‌گذاری و… باید نگاه خود را عوض کنیم.»

  • آزادسازی واردات خودرو: او روز ۱۲ تیر گفت: چرا نمی‌گذارید مردم خودشان خودرو به‌صورت آزاد وارد کنند؟ مردم خودشان دلار دارند. ما واردات خودرو را آزاد می‌کنیم و بازار باید قیمت‌ها را تنظیم کند. بازار خودش را تنظیم می‌کند، لازم نیست دولت دخالت کند.
  • مهار رفتار تورم‌زای دولت: وی روز ۲۸ خرداد، با بیان این که دولت عامل اصلی ایجاد تورم در کشور است، پنج رفتار تورم‌زای دولت را این گونه بر شمرد: تدوین لایحه بودجه سنواتی با کسر بودجه،چاپ اسکناس، بزرگ شدن دولت،بنگاه‌داری بانک‌ها و نبود نظارت بر وام‌های کلان تامین مالی دولت از جیب بانک‌ها.

این برنامه‌های در واقع محورهای اصلی وعده‌های مسعود پزشکیان در کارزار انتخاباتی بود از طرفی تاکید مداوم وی اجرای برنامه هفتم توسعه و محور قرار دادن آن در رئوس اصلی فعالیت‌های دولتش و تاکیدی که بر وفاق و دوری کردن از اختلاف‌ها می‌کرد نشان‌دهنده این بود که ایشان و مشاورانش اشراف کاملی به روندهای عملیاتی دارند و به نوعی چشم‌اندازهایی که در وعده‌های انتخاباتی عنوان کردند به نحوه اجرا و عملیاتی کردن آن هم واقف هستند.

چشم‌انداز را معمولاً با اصطلاح سند بالادستی توصیف می‌کنند. این اصطلاحی است که خود مسعود پزشکیان هم بارها و بارها با عناوین مختلف بیان کرده است.

محمد رضا شعبانعلی در رابطه با الزامات ترسیم و اجرای چشم انداز می‌گوید:*وقتی می‌گوییم یک سند «بالادستی» است، منظورمان این است که قرار است از آن به شکل آبشاری (Cascading) در برنامه‌ریزی‌ها استفاده شود. یعنی این‌که:

  • هدف سندهای لایه پایین‌تر باید بسترسازی برای تحقق سند بالادستی باشد.
  • هر تصمیمی‌که در کشور اتخاذ می‌شود، کاملاً همسو با سند بالادستی باشد.
  • سطح هدف برای شاخص‌های مختلف، بر اساس سند بالادستی و با تکیه بر آن تعیین شود.
  • معیار ارزیابی مفید یا غیرمفید بودن برنامه‌ها و اقدام‌ها، و نیز درست یا نادرست بودن تصمیم‌ها، سازنده یا مخرب بودن طرح‌ها و قراردادها و تفاهم‌نامه‌ها، باید سند بالادستی باشد.

لذا اگر چشم‌انداز نتواند ویژگی‌های بالا را داشته باشد،‌ می‌توان آن را یک بیانیه‌ سیاسی (Political Statement) دانست. از همان حرف‌های تشریفاتی که سیاستمداران در جلسات رسمی‌می‌گویند و تظاهرکنندگان در خیابان در تأییدش فریاد می‌کشند و همه هم می‌دانند که بعد از جلسه‌ رسمی‌ سیاستمدار یا فردای راهپیمایی،‌ قرار است همه چیز مثل دیروز باشد.*

از این زاویه آن چیزی که عیان است، عزم و اراده و ترسیم فرایند اجرایی برای عمل به وعده‌هایی هست که مسعود پزشکیان در کارزار انتخاباتی با ترسیم چشم اندازی که به الزامات آن هم کاملا آگاه بوده است، در واقع مسعود پزشکیان با آگاهی کامل به همه الزماتی که در ترسیم چشم اندازها به شرح بالا آوردیم، پای در این مسیر دشوار گذاشته و با تاکید همواره بر ضرورت اجرای برنامه توسعه هفتم در واقع مسیرهای عملیاتی کردن وعده‌های خود را پیشتر در ترازوی عمل قرار داده و سنجیده و می‌داند اگر معجون وفاق به آن اضافه نشود، امکان عملیاتی کردن همه آن وعده‌هایی که در مطلب بالاتر آوردیم عملا ناممکن اگر نگوییم بسیار دشوار خواهد بود.

در کنار همه این موضوعات قدرت دولت در رگولاتوری و سیاست گذاری‌ها هم بر کسی پوشیده نیست، دولت به واسطه نماینده اکثریت بودن قدرت و اختیارات فراوانی در رگولاتوری‌ها و سیاست گذاری‌ها دارد کافی است همه این اختیارات و قدرت در چهارچوب همان الزامات چشم انداز مرحله به مرحله قدرت عملیاتی آن جلو رود که البته برای یک دولت عملگرا و مقتدر کار چندان دشواری نیست.

اما تعلل و کندی بیش از حد دولت در راستای هموار کردن مسیر و فرایندهای عملیاتی کردن وعده‌ها خود می‌تواند سرآغازی برای دشواری‌های دیگر باشد. دشواری‌هایی که جامعه ایرانی خیلی با آن غریبه نیست، این دشواری را می‌شود با مفهوم «اثر متیو» (Matthew Effect) و تله فقر بیشتر تشریح کرد.

وضعیتی که در آن افراد یا جوامعی که از قبل مزیتی دارند، به‌مرور زمان به مزایای بیشتری دست می‌یابند، درحالی‌که کسانی که از این مزایا بی‌بهره‌اند، روزبه‌روز بیشتر عقب می‌مانند. این مفهوم اغلب با جمله‌ی «ثروتمندان ثروتمندتر می‌شوند و فقرا فقیرتر» بیان می‌شود. در فرهنگ عامه ما نیز تعابیری از این دست را می‌توان یافت. «پول، پول می‌آورد»، جمله‌ای که بارها شنیده‌ایم اما روی دیگر این سکه می‌گوید:«بی‌پولی، بی‌پولی می‌آورد». این عبارت فراتر از یک مثل ساده، حقیقتی تلخ را بازگو می‌کند.

با این دیدگاه، می‌توان گفت که عبارت «هر سال دریغ از پارسال» چندان بی‌اساس نیست. واقعیت این است که وضعیت کشور ما را نیز می‌توان با این پیش‌زمینه توضیح داد. به‌بیان‌دیگر، کشور ما در تله‌ای گرفتار آمده که ماحصل آن بحران‌های پیاپی است که راه پیشرفت را سد کرده است و نتیجه آن وخامت هر روزه در ابعاد گوناگون منعکس می‌شود. هر بحران اولیه نیز پیامدش بحران دیگری است. اگرچه تمامی ‌بحران‌های پیش روی کشور ناشی از عوامل داخلی نیست، اما می‌توان ادعا کرد که چرخه‌ معیوبی که کشور را درگیر کرده، مانع از اتخاذ تدابیر مؤثر برای مقابله با این مشکلات شده است.

از این زاویه جامعه کنونی ما در ارزیابی چشم انداز و وعده‌هایی که مسعود پزشکیان داده در نقطه منفی اثر متیو قرار دارد، به بیان ساده‌تر نه تنها جامعه در چهارچوب‌های وعده‌های رئیس جمهور مزیت‌هایی کسب نکرده است بلکه به وضوح در طی این سالیان متمادی فقیرتر هم شده است و عبارت هر سال دریغ از پارسال عمق تاثیر اثر متیو بر روح و روان جامعه به وضوح قابل مشاهده است.

مخلص کلام اینکه دولت چهاردهم فرصت تاریخی دارد تا با استفاده از همه آن ظرفیت‌هایی که در بالا گفته شد، مثل یک پزشک حاذقی که تشخیص درست داده، به موقع و سریع هم درمان شود، خیلی بدیهی است تشخیص درست اگر به موقع اقدام و درمان نشود، وضعیت خود را با اثر متیو دشوارتر و دشوارتر می‌کند.

منتخب هفته