سعید میرشاهی
همزمان با برقراری آتشبس در جنگ ایالات متحده و ایران، فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا (سنتکام) گزارشهایی درباره فعالیتی نگرانکننده دریافت کرده؛ رخدادی که گفته میشود نخستین نمونه شناختهشده از نوع خود است: «استفاده یکی از دشمنان آمریکا از دادههای مکانی تجاری برای ردیابی و هدف قرار دادن نیروهای آمریکایی در خاورمیانه.»
اندیشکده غیرانتفاعی آمریکایی lawfaremedia در گزارشی به این موضوع پرداخته و نوشت: در حوزه امنیت ملی، سیاست خارجی و امنیت سایبری، این دادهها به احتمال زیاد شامل اطلاعاتی مانند عرض و طول جغرافیایی و شناسههای دستگاه تلفن همراه مشخص است که از طریق فناوریهای تبلیغاتی، فروش داده یا سامانههای مشابه به دست آمدهاند.
این موضوع، بسیار فراتر از رخداد منفرد در یک منطقه است. استفاده یک دشمن، احتمالاً ایران، از دادههای مکانی تجاری به این شیوه، یعنی بهرهگیری از انبوه دادههای تجاری برای پشتیبانی از عملیات نظامی یا اطلاعاتی، آسیبپذیری بزرگی را در ردپای دیجیتال آمریکا آشکار کرده است.
- انفجار دادههای متنباز؛ فرصت برای همه، تهدید برای امنیت
برخی در دولت آمریکا ممکن است دسترسی به ردپاهای دیجیتال و تجاری را کاملاً به سود امنیت ملی این کشور بدانند و تنها به این بیندیشند که دادههای باز چگونه میتوانند در خدمت مأموریتهای آمریکا قرار گیرند. بااینحال، جنگ ایران نشان داده دشمنان خارجی آمریکا نیز به همان اندازه میتوانند به بخش بزرگی از همین دادهها دسترسی پیدا کنند و از آنها برای اهداف خود، از جمله ردیابی و هدف قرار دادن نیروهای نظامی آمریکا استفاده کنند.
از اینرو، تصمیمگیران باید نگاه خود به امنیت دادهها را بهطور اساسی بازنگری کنند تا شکافهای موجود را برطرف کرده و این خطرات را در جنگها و چالشهای امنیتی آینده کاهش دهند.
حجم اطلاعات متنباز در فضای آنلاین طی چند دهه گذشته بهشدت افزایش یافته است. این دادهها که بدون نیاز به پرداخت هزینه و تنها با دسترسی به اینترنت در اختیار همگان قرار دارند، طیف گستردهای، از وبسایتها و شبکههای اجتماعی عمومی تا پلتفرمهای رایگان تصاویر ماهوارهای تجاری و حتی مدلهای هوش مصنوعی را که کاربران میتوانند بدون پرداخت هزینه و حتی بدون ایجاد حساب کاربری از آنها پرسش کنند، شامل میشوند.
برخی منابع اطلاعاتی متنباز، مانند شبکه اجتماعی فیسبوک متعلق به متا یا سرویس رایگان گوگلارث، پوشش و دسترسی جهانی دارند. برخی دیگر مانند شبکه اجتماعی VK در روسیه و Weibo در چین، بیشتر جنبه منطقهای دارند. هرچند میزان «باز» بودن این پلتفرمها، بهویژه برای کاربرانی که خارج از آن کشورها هستند، متغیر است.
فراتر از اطلاعاتی که هر فرد دارای اینترنت میتواند مشاهده کند، هزاران کارگزار داده در جهان فعالیت میکنند که کسبوکار آنها جمعآوری، استنتاج، بستهبندی و فروش اطلاعات افراد است. صنعت کارگزاری داده، بهطور جمعی، اطلاعاتی درباره وضعیت تأهل، باورهای مذهبی، گرایش جنسی، درآمد، بدهی، وضعیت سلامت، داروهای مصرفی، سوابق درمانی، آدرسهای IP، دستگاههای مورداستفاده، سفرها و حتی موقعیت مکانی لحظهای مبتنی بر GPS تلفنهای هوشمند را گردآوری میکند و به فروش میرساند.
بعضی از این شرکتها، اطلاعات زیادی درباره هر فرد جمع میکنند، در حالی که روش شناساییشان بسیار ضعیف است و بیشتر مواقع، خودِ فرد حتی از این کار بیخبر است و اجازه نداده است. بعداً هم اشخاص یا گروههای مخرب میتوانند این اطلاعات را بهراحتی یا با روشهای فریبنده بخرند.
- کلانداده؛ سلاحی که دیگر در انحصار آمریکا نیست
جنگ ایران بیش از پیش نشان داده تصورِ اینکه تنها دولت آمریکا میتواند از این انفجار دادههای متنباز و تجاری برای اهداف نظامی و دیگر مقاصد بهره ببرد، تا چه اندازه سادهانگارانه است.
حتی پیش از مطرح شدن ادعاهای اخیر درباره ایران، شرکتهای بخش خصوصی در چین از وضعیت موجود در حوزه اطلاعات متنباز بهرهبرداری میکردند. همزمان با حمله آمریکا به ایران در ماه مارس [28 فوریه 2026] و آغاز جنگ، شماری از شرکتهای چینی، از جمله برخی شرکتهای دارای ارتباط با ارتش آزادیبخش خلق چین، توانمندیهایی را تبلیغ کردند که مدعی بودند میتوانند تحرکات نظامی آمریکا در خاورمیانه را «افشا» کنند.
برای نمونه، همانگونه که روزنامه واشنگتنپست گزارش داده، شرکتMizarVision ، از «ترکیب دادههای غربی و چینی که با کمک هوش مصنوعی، پردازش و پالایش شدهاند»، استفاده میکند تا فعالیت پایگاههای نظامی آمریکا در خاورمیانه را فهرستبرداری کند، تحرکات ناوگان دریایی را ردیابی نماید و موقعیت و تعداد هواپیماها و سامانههای مشخص دفاع موشکی را شناسایی کند.
این روند در عمل بهمعنای ادغام فناوریهای هوش مصنوعی، اطلاعات متنباز و تحلیلهای عرضهشده از سوی بخش خصوصی در قالب قابلیتی است که ارتش چین بالقوه میتواند از آن، در صورت تمایل، برای اشتراکگذاری این اطلاعات با دیگر دولتهای رقیب یا دشمن استفاده کند.
بهتازگی نیز نامهای دوحزبی از سوی دو سناتور، گزارشهای ارائهشده به سنتکام (CENTCOM)، درباره استفاده دشمنان از دادههای مکانی تجاری در خاورمیانه را علنی کرد.
سنتکام اعلام کرد: «چند گزارش تهدید درباره بهرهبرداری دشمنان از دادههای مکانی تجاری برای هدف قرار دادن یا تحتنظر گرفتن نیروهای آمریکایی حاضر در منطقه عملیاتی، دریافت کرده است.»
اگرچه سنتکام نام هیچ کشوری را ذکر نکرد، اما منطقی است که احتمالاً منظورش ایران باشد، زیرا این کشور، طرف درگیر جنگ بوده است. اگر هم ایران نباشد، چین یا روسیه، محتملترین گزینهها هستند، زیرا از توانمندی فناورانه بالایی برخوردارند و به این جنگ نیز علاقهمند هستند.
بااینحال، توصیف این دادههای مکانی بهعنوان «تجاری»، بهروشنی به بهرهبرداری از دادههای مرتبط با آمریکا اشاره دارد که میتوانند از طریق سامانههای فناوری تبلیغات، شرکتهای کارگزاری داده و سازوکارهای مشابه، منتقل یا معامله شوند.
- سه چالش امنیتی در عصر کلانداده
در ادامه این گزارش آمده است: برای حفاظت بهتر از نیروها و مأموریتهای خود در درگیریها و فعالیتهای اطلاعاتی آینده، تصمیمگیران نظامی، اطلاعاتی و امنیت ملی در کشورهای غربی باید به سه تحول مهم در حوزه کلاندادهها، شامل پیوند میان حریم خصوصی و امنیت، مزیتهای نسبی دشمنان در بهرهبرداری از کلاندادهها و اینکه افشای دادهها چگونه بر برنامهریزیهای امنیتی اثر میگذارد، توجه کنند.
- اول: نخستین تحول به نقطه تلاقی حریم خصوصی و امنیت ملی مربوط میشود. خلأهای موجود در قوانین حمایت از حریم خصوصی مصرفکنندگان، از جمله استثناهایی که به دلایل امنیت ملی در این قوانین باقی گذاشته شدهاند، ممکن است در نهایت، به زیان دولتها تمام شده و خود به تهدیدی علیه امنیت ملی تبدیل شوند.
برای مثال، بسیاری از کشورها، حتی در اروپا، هنوز مقررات سختگیرانهای برای شرکتهای کارگزاری داده، که اطلاعات افراد را خریدوفروش میکنند، وضع نکردهاند؛ موضوعی که میتواند بر امنیت ملی آمریکا نیز اثر بگذارد. این ضعف، خطر هدف قرار گرفتن افراد را افزایش میدهد؛ تهدیدی که طبق ادعاهای مطرحشده، توسط یکی از دشمنان آمریکا، احتمالاً ایران، علیه نیروهای آمریکایی عملیاتی شده است.
در نتیجه، حجم بیشتری از دادهها درباره جمعیتها، مکانها و فعالیتها، از جمله حوزههای مرتبط با امنیت ملی، قابل جمعآوری، استنتاج و خریدوفروش میشود. هنگامی که زیستبوم دادههای تجاری تا این اندازه گسترده، نفوذپذیر و روزانه درگیر میلیونها معامله داده باشد، دشمنان نیز بسیار آسانتر میتوانند بدون جلبتوجه وارد آن شوند.
- دوم: تصمیمگیران آمریکایی باید بپذیرند بازیگرانی که بیشترین ظرفیت را برای وارد کردن آسیب به امنیت ملی از طریق دادههای متنباز و تجاری دارند، دشمنان خارجیِ برخوردار از توانمندیهای پیشرفته هستند.
دسترسی به اطلاعات متنباز و دادههای تجاری یک موضوع است، اما برخورداری از منابع مالی و زیرساخت ذخیرهسازی لازم برای گردآوری این دادهها، توان پردازشی برای تحلیل آنها، دانش لازم برای قراردادن آنها در بستر مناسب و فرایندهای تحلیلی دقیق برای تبدیل دادهها به اطلاعاتی که مبنای تصمیمگیری قرار گیرد، موضوعی کاملاً متفاوت و بهمراتب، پیچیدهتر است.
در دنیایی که دادهها همهجا حضور دارند، سازمانهایی که از توانمندیهای پیشرفته نظامی و اطلاعاتی برخوردارند، مانند ایران، چین، روسیه و کشورهای مشابه، بهترین موقعیت را برای گردآوری، پردازش و استفاده از دادههای متنباز و تجاری دارند تا از آنها برای جذب جاسوسان غربی، تحلیل تأسیسات دولتی غرب، تهیه پروفایل از تصمیمگیران کلیدی و حتی ردیابی و هدف قرار دادن نیروهای مسلح استفاده کنند.
سیاستهایی که با هدف کاهش افشای دادههای متنباز، محدودسازی فروش داده توسط شرکتهای کارگزاری داده و کاستن از جمعآوری داده در مبدأ تدوین میشوند، اگر تهدیدهای موردنظرشان، تنها افراد کنجکاو بدخواه یا مجرمان سایبری پراکنده باشند، در حوزه امنیت ملی موفق نخواهند بود. راهکارهای کاهش ریسک در برابر انفجار دادههای متنباز و تجاری باید دولتهای پیشرفته و توانمند را نیز درنظر بگیرند؛ دولتهایی که بهطور مستمر به اطلاعات مربوط به کارکنان دولتی، مکانها و فعالیتهای حاکمیتی علاقهمند هستند.
- سوم: ایالات متحده باید این واقعیت را در هرگونه برنامهریزی راهبردی یا عملیاتی آینده لحاظ کند که کارشناسان امنیت سایبری، متخصصان ضدجاسوسی و برنامهریزان نظامی نمیتوانند فرض کنند دشمن فقط به دادهها و اطلاعاتی دسترسی دارد که از طریق نفوذ سایبری به دست آورده است؛ هرچند فعالیتهای هکری آن گسترده باشد. برای نمونه، شرکتMizarVision در چین اعلام کرده پیش از آغاز جنگ، «بهسرعت»، محل استقرار تجهیزات و تسلیحات آمریکا و همچنین الگوهای سوختگیری ناوهای هواپیمابر این کشور را شناسایی کرده است.
- بازنگری در راهبردهای نظامی برای نبردهای دادهمحور
درک اینکه دولتهایی مانند ایران، چین و روسیه، از طریق اطلاعات متنباز و دادههای تجاری، چقدر میتوانند درباره استقرار نیروهای نظامی آمریکا، کارشناسان امنیتی یا تأسیسات دولتی آن، اطلاعات به دست آورند، برای طراحی راهکارهای کاهش این تهدیدها حیاتی است. همچنین برای آمریکا، متحدان و شرکای اصلی آن، ضروری است در زمینه اجرای عملیاتهای محرمانه یا غافلگیرکننده، دچار خطا نشوند.
حتی اگر هماکنون جنگ آمریکا و ایران با آتشبس متوقف شده باشد، پیوند میان حریم خصوصی دادهها و امنیت ملی، از جمله امنیت عملیاتی نیروهای نظامی مستقر در میدان، همچنان پابرجاست. هرگونه اقدام نظامی در آینده نیز از این واقعیت تأثیر خواهد پذیرفت. لذا اکنون مسئله اصلی این است که آیا تصمیمگیران آمریکایی برای برطرف کردن شکافهای متعدد موجود، که همچنان امنیت ملی این کشور را تهدید میکنند، اقدامی خواهند کرد یا خیر؟