مدیری که جنگل نمی‌کارد

4a21d2630deb969d705636c7

احمد محمدغریبان

حسین افشین، معاون علمی رئیس‌جمهور، در جمع نخبگان و سرآمدان فناوری در مشهد جمله‌ای گفت که شاید در نگاه اول یک توصیه مدیریتی ساده به نظر برسد، اما برای حوزه علم و فناوری معنای مهم‌تری دارد: «اگر هر مدیری فقط درختی را بکارد که خودش زیر سایه آن بنشیند، هیچ‌کس جنگل نمی‌سازد.»

این جمله را می‌توان نشانه‌ای از نوع نگاه یک مدیر به مفهوم توسعه دانست؛ اینکه ارزش یک تصمیم را نباید فقط با چیزی که در دوره مسئولیت او دیده می‌شود سنجید.

در بسیاری از حوزه‌های اجرایی، می‌توان پروژه‌ای را تعریف کرد، بودجه اختصاص داد و در مدت مشخصی به نتیجه رساند. اما علم و فناوری قواعد متفاوتی دارد. ساختن یک توان فناورانه فقط با اختصاص اعتبار یا رونمایی از یک محصول اتفاق نمی‌افتد. نیروی انسانی متخصص، دانش فنی، زیرساخت، داده، سرمایه و بازار باید در کنار یکدیگر قرار بگیرند تا یک ایده بتواند به فناوری و بعد به محصول و کسب‌وکار تبدیل شود.

به همین دلیل، مدیر حوزه علم و فناوری اگر فقط به خروجی‌های قابل نمایش فکر کند، بخش مهمی از مسئله را از دست می‌دهد. گاهی مهم‌ترین اقدام یک مدیر، کاری است که هنوز محصول نهایی آن دیده نمی‌شود؛ ایجاد یک زیرساخت، حل یک مانع، ارتباط دادن دانشگاه و صنعت، فراهم کردن مسیر سرمایه‌گذاری یا ایجاد زمینه‌ای که یک شرکت فناور بتواند در آن رشد کند.

اینجا تفاوت میان مدیریت یک پروژه و مدیریت یک زیست‌بوم مشخص می‌شود. در پروژه، خروجی مشخص و قابل تحویل است؛ اما در زیست‌بوم فناوری، مسئله ایجاد ارتباط میان دانشگاه، شرکت دانش‌بنیان، سرمایه‌گذار، بازار، دولت و نیروی انسانی است. اگر این اجزا به هم متصل نشوند، حتی یک پروژه موفق هم الزاماً به یک ظرفیت پایدار تبدیل نمی‌شود.

از این زاویه، جمله افشین بیش از آنکه درباره پروژه باشد، درباره ظرفیت‌سازی است. مدیر حرفه‌ای الزاماً کسی نیست که بیشترین پروژه را به نام خود ثبت کند؛ کسی است که بتواند شرایطی ایجاد کند که بعد از پایان مسئولیت او نیز کار ادامه پیدا کند.

این نوع مدیریت البته نیازمند پذیرفتن یک واقعیت است: ممکن است نتیجه بخشی از تصمیم‌های درست یک مدیر، در کارنامه مدیر دیگری دیده شود. ممکن است او زیرساختی را فراهم کند که بعدها یک شرکت، پژوهشگر یا دانشگاه از آن استفاده کند و حتی نامی از مدیر آغازکننده آن باقی نماند. اما اثر آن تصمیم در اکوسیستم باقی خواهد ماند.

در حوزه فناوری، چنین نگاهی اهمیت بیشتری دارد. اگر قرار باشد ایران در حوزه‌هایی مانند هوش مصنوعی، زیست‌فناوری، صنایع پیشرفته و فناوری‌های نو مزیت ایجاد کند، نمی‌توان با مجموعه‌ای از پروژه‌های منفرد به این هدف رسید. باید زنجیره‌ای از آموزش، پژوهش، زیرساخت، سرمایه، تجاری‌سازی و بازار در کنار هم شکل بگیرد.

بنابراین شاید یکی از پرسش‌های مهم درباره عملکرد یک مدیر علمی و فناورانه این نباشد که «چه چیزی افتتاح کرد؟» بلکه این باشد که «چه ظرفیتی ایجاد کرد؟»

این تغییر سؤال، تفاوت مهمی ایجاد می‌کند. مدیری که فقط به افتتاح فکر می‌کند، بیشتر به دنبال خروجی است؛ مدیری که به ظرفیت فکر می‌کند، به دنبال ساختن امکان است. اولی ممکن است یک محصول تحویل دهد، اما دومی می‌تواند شرایط تولید ده‌ها محصول دیگر را فراهم کند.

البته این به معنای بی‌اهمیت بودن خروجی و نتیجه نیست. مدیر موفق باید بتواند نتیجه ایجاد کند؛ اما نتیجه‌ای که به ساختن توانمندی منجر شود، نه صرفاً یک دستاورد برای گزارش عملکرد.

از همین منظر، نگاه مطرح‌شده از سوی معاون علمی رئیس‌جمهور را می‌توان نشانه یک رویکرد حرفه‌ای به مدیریت علم و فناوری دانست. مدیری که حاضر است بخشی از کارنامه خود را صرف ایجاد زیرساخت و ظرفیتی کند که شاید ثمره کامل آن را نبیند، در واقع به جای مدیریت یک دوره، به ساختن یک مسیر فکر می‌کند.

شاید به همین دلیل، استعاره درخت و جنگل برای حوزه علم و فناوری استعاره دقیقی باشد. درخت را می‌توان کاشت و نتیجه آن را به نمایش گذاشت، اما جنگل حاصل کنار هم قرار گرفتن درخت‌هایی است که افراد مختلف کاشته‌اند.

یک مدیر حرفه‌ای می‌داند قرار نیست همه آنچه می‌سازد به نام خودش ثبت شود. مهم‌تر این است که وقتی مسئولیتش تمام شد، چیزی در زمین علم و فناوری کشور باقی گذاشته باشد که بتواند رشد کند.

افشین با یک جمله ساده، از چنین نگاهی به مدیریت دفاع کرده است؛ نگاهی که موفقیت مدیر را فقط با تعداد پروژه‌های افتتاح‌شده نمی‌سنجد، بلکه با ظرفیتی می‌سنجد که برای ادامه مسیر ایجاد کرده است.

جنگل را یک مدیر به‌تنهایی نمی‌کارد؛ اما یک مدیر حرفه‌ای می‌تواند کاری کند که وقتی نوبت مدیر بعدی رسید، چند درخت ریشه‌دار در زمین وجود داشته باشد.

منتخب هفته