علی شمیرانی
جدیدترین گزارش کلادفلر از خلاصه اختلالات اینترنت در دنیا نشان میدهد که طوفانها، زلزلهها، جنگها و خرابیهای زیرساختی در طول سهماهه دوم، دسترسی به اینترنت را مختل کردند اگرچه در کنار این عوامل، دولتها نیز بهطور عمدی شبکهها را قطع کردند.
این گزارش که بر پایه دادههای ترافیک «کلادفلر رادار» تنظیم شده است، اختلالات اینترنتی ثبتشده بین ماههای آوریل تا ژوئن ۲۰۲۶ را پوشش میدهد.
- قطع و وصل تاریخی اینترنت ایران
به طور طبیعی قطع تاریخی اینترنت در ایران یکی از محورهای برجسته و مورد توجه در این گزارش است:
رادار کلادفلر از ۲۶ می، نشانههایی از بازگردانی اینترنت ایران را که پیشتر اعلام شده بود، مشاهده کرد. یعنی پایان آزمایشی یک قطعی ۸۸ روزه که از ۲۸ فوریه این کشور را تقریباً بهطور کامل آفلاین کرده بود.
در ۲۷ می، رادار گزارش داد که ترافیک به ۴۰ درصد از سطح پیش از قطعی بازگشته است. یک بازگشایی جزئی که با گزارشهای مبنی بر بازگردانی انتخابی و نه دسترسی یکباره، همخوانی داشت.
لای اولسن، مدیر ارشد محصول در کلادفلر، در این باره گفت: «از آن زمان، ما شاهد بودیم که بایتهای HTTP تا ۹۰ درصد نیز بالا رفت، اما در نهایت روی حدود ۵۹ درصد از سطح پیش از قطعی تثبیت شد.»
وی افزود: «این حجم از ترافیک با آنچه در ماه فوریه (بازه زمانی بین این قطعی اخیر و قطعی قبلی در ماه ژانویه) مشاهده کردیم همخوانی دارد. این موضوع نشان میدهد که اتصال اینترنت بهجای عادیسازی کامل، صرفاً به چیزی شبیه به آخرین خط پایه (بیسلاین) پیش از قطعی خود بازگشته است.»
در تحلیل جام جهانی ۲۰۲۶ کلادفلر، ایران به عنوان یک استثنای منفرد برجسته بود: در حالی که ترافیک در اکثر کشورهای شرکتکننده با برنامههای مسابقات بالا و پایین میرفت، دادههای ایران در عوض تحت سلطه تضاد بین سطوح پس از بازگردانی و قطع اتصال تقریباً کاملی بود که پیش از آن رخ داده بود.
- تحلیل وضعیت اینترنت ایران
اما تحلیل دادههای مربوط به ایران ابعاد عمیقتری از الگوی ارتباطی در کشور را روشن میسازد:
- مدل بازگشایی قطرهچکانی و طبقاتی: پایان خاموشی ۸۸ روزه و بازگشت ابتدایی ترافیک به ۴۰ درصد و سپس تثبیت آن روی ۵۹ درصد پیش از قطعی، نشان میدهد که دسترسی مجدد بر اساس یک «عادیسازی سراسری» نبوده، بلکه دسترسی بهصورت انتخابی، محدودشده و احتمالاً طبقاتی و کنترلشده بازگردانده شده است.
- تثبیت در «سطح اختلال جدید»: رسیدن ترافیک به سقف حدود ۵۹ درصد (مطابق با بازه زمانی بین دو قطعی در ژانویه و فوریه)، نشان میدهد که اینترنت در ایران به وضعیت «عادی پیش از بحران» بازنمیگردد، بلکه هر بار پس از قطعیهای طولانی، در یک خط پایه پایینتر و با محدودیتهای بیشتر تثبیت میشود.
- جداماندگی از الگوی جهانی: عدم واکنش ترافیک ایران به رویدادی فراگیر مانند جام جهانی ۲۰۲۶ (که در تمامی کشورهای دیگر باعث نوسان منظم ترافیک شد) نشاندهنده گسست الگوی مصرف کاربران ایرانی از روندهای جهانی است. الگوی ترافیک ایران بهجای تقاضای کاربر، عمدتا تحت «سیاستهای اعمالی دسترسی» است.
- اختلال اینترنت در امارات، بحرین، عراق
در هفتههای گذشته وضع اینترنت امارات هم آشفته بوده است. ترافیک HTTP در منطقه ابری AWS واقع در امارات متحده عربی) با افت و سقوط شدید مواجه شد.
این گزارشها اعلام میکردند که این منطقه «در نتیجه درگیریها در خاورمیانه دچار آسیب شده و در حال حاضر قادر به پشتیبانی پایدار از اپلیکیشنهای مشتریان نیست.»
در واقع تاسیسات خدمات ابری در امارات و بحرین به دلیل حملات پهپادی ایران مختل شده بودند.
به طور مشخص در امارات، دو تاسیسات «مستقیماً هدف قرار گرفتند» و در بحرین یک حمله پهپادی در نزدیکی تاسیسات باعث «آسیب فیزیکی» به زیرساخت آنها شد.
اولسن در این خصوص گفت: این کاهش ترافیک حاصل آسیب فیزیکی به زیرساختهای اصلی دیتاسنتر است، نه یک اختلال شبکهای. به همین دلیل، فارغ از اینکه خود وبسایتها یا اپلیکیشنها فعال باشند یا خیر، تمام سرویسهای میزبانیشده در این منطقه همچنان تحت تاثیر این آسیب قرار دارند.
فصل امتحانات نیز دور معمول قطعیهای خود را به همراه داشت. عراق در روزهای ۲، ۱۱ و ۲۸ ژوئن دستور سه خاموشی اینترنتی از سوی دولت را صادر کرد و سودان نیز بین ۱۳ تا ۲۳ آوریل 10 مورد قطعی اعمال کرد. همه این موارد با هدف جلوگیری از تقلب دانشآموزان انجام شد. قطعیهای سودان هر کدام حدود ۳.۵ ساعت طول کشید و با زمانبندی امتحانات تنظیم شده بود. قطعیهای عراق نیز حدود ۹۰ دقیقه به طول انجامید.
- کابلهای قطعشده و امضاهای مخدوش
سایتهای آلمانی نیز از اختلالهای اینترنت مصون نماندند. در ۵ می، یک فرآیند روتین تغییر کلید رمزنگاری در DENIC (مرکز ثبت دامنه .de آلمان) با مشکل مواجه شد و شروع به تولید امضاهای نامعتبر DNSSEC کرد. سرورهای تحلیلگری (Resolvers) که DNSSEC را بررسی میکنند، هر جستجوی مرتبط با دامنه .de را برای چندین ساعت رد کردند تا اینکه مرکز ثبت، مشکل را برطرف کرد.
در نتیجه این وضعیت کاربران با باز نشدن صفحات و برگشت خوردن ایمیلها مواجه شدند. علائمی که دقیقاً مشابه یک قطعی کامل اینترنت بود، با وجود اینکه خود شبکه در تمام این مدت در حال کار بود.
اولسن اضافه کرد: «از دیدگاه یک کاربر، این حادثه نه به عنوان یک خطای DNS یا نقص رمزنگاری، بلکه صرفاً به عنوان موجی از سایتها و سرویسهای .de که ناگهان از دسترس خارج شدهاند، تجربه شد. اگرچه کاربران همچنان میتوانستند به سایتهایی که از دامنه سطح بالای .de استفاده نمیکردند دسترسی داشته باشند، اما تجربه آنها شامل لود نشدن صفحات، برگشت ایمیلها و تایماوت شدن اپلیکیشنها بود که همگی میتوانند بازتابدهنده تجربه یک قطعی کامل باشند.»
در کارائیب، قطعی یک کابل فیبر نوری در نزدیکی سنت لوسیا، ترافیک شبکه Karib Cable را در ۲۱ ژوئن به نزدیک صفر رساند. در نتیجه خدمات برای حدود یک روز مختل ماند تا اینکه بازیابی شد. از آنجا که Karib Cable یکی از بزرگترین ارائهدهندگان خدمات در این جزیره است، ترافیک کلی کشور در مقایسه با هفته قبل حدود ۶۰ درصد کاهش یافت.
- طوفانها، زلزلهها و خاموشیها
ابرطوفان سینلاکو، قویترین طوفان فصل طوفانهای اقیانوس آرام در سال ۲۰۲۶ تاکنون، در اواسط آوریل از شمال گوام عبور کرد. اگرچه این جزیره از اصابت مستقیم در امان ماند، اما بادهای در حد طوفانهای استوایی همچنان سیستمهای آب و برق را از کار انداختند. در نتیجه واقعه مذکور ترافیک این منطقه در روزهای ۱۳ و ۱۴ آوریل تا ۸۰ درصد زیر سطح مورد انتظار سقوط کرد.
در ۲۴ ژوئن، دو زمینلرزه با فاصله حدود یک دقیقه از یکدیگر، شمال ونزوئلا را در نزدیکی یومار و سان فیلیپ لرزاند و پس از آن پسلرزهای در سواحل نزدیک کاراکاس رخ داد. قدرت زلزله اول ۷.۵ ریشتر بود. «کلادفلر رادار» افت شدیدی را در ترافیک HTTP دقیقاً در لحظه وقوع زلزله ثبت کرد که در شبکههای Fibex Telecom، شرکت دولتی CANTV و سرویسدهنده کوچکتر VNET مشهود بود.
چند روز بعد، قطعی برق در تانزانیا در ۲۷ ژوئن، ترافیک HTTP را در آنجا برای حداقل پنج ساعت قطع کرد. کلادفلر اشاره میکند که دادههای تلهمتری این رویداد تقریباً مشابه قطعی عمدی و مرتبط با انتخابات بود که تانزانیا در اکتبر ۲۰۲۵ اعمال کرد، اگرچه این قطعی اخیر علت متفاوتی داشت.
اولسن در پایان نتیجهگیری کرد: «این بسیار قابل توجه است که چگونه رویدادهایی با ماهیت کاملاً متفاوت، ردپاهای مشابهی در دادهها و تجربه کاربری به جا میگذارند. در مجموع، این اختلالات ناشی از آبوهوا و قطعی برق نشاندهنده تاثیر عظیمی است که دنیای فیزیکی میتواند بر دنیای دیجیتال داشته باشد؛ و همچنین اهمیت تابآوری اینترنت و ساخت شبکههایی با افزونگی (Redundancy) کافی در تامین برق، مسیریابی و مسیرهای فیزیکی برای مقاومت در برابر شوکهای اجتنابناپذیر را برجسته میکند.»
- پایان عصر پایداری شبکه و آغاز شکنندگی اینترنت
در سطح بینالمللی، گزارش کلادفلر نشان میدهد که اینترنت دیگر یک شبکه مجزا و مصون از حوادث نیست، بلکه کاملاً تابع متغیرهای فیزیکی، نظامی و حکمرانی است:
نظامیسازی زیرساختهای ابری (خاورمیانه): حملات پهپادی به دیتاسنترهای AWS در امارات و بحرین اثبات کرد که آسیب به لایه فیزیکی بلافاصله لایه نرمافزاری (سایتها و اپلیکیشنها) را فلج میکند. این امر نشاندهنده خطرات انباشت زیرساختهای ابری در مناطق پرریسک ژئوپلیتیک است.
خطاهای ساختاری در پروتکلها (اروپا): حادثه مرکز ثبت دامنه .de آلمان نشان داد که حتی متمرکزترین و پیشرفتهترین ساختارهای فنی نیز در برابر خطاهای انسانی یا نرمافزاری در مدیریت کلیدهای رمزنگاری (DNSSEC) آسیبپذیرند و میتوانند حس قطعی سراسری را به کاربر القا کنند.
حکمرانی بدوی و قطع تعمدی (آفریقا و خاورمیانه): استفاده از خاموشی اینترنت برای کنترل امتحانات در عراق و سودان، نشاندهنده رویکرد سلبی و ابزاری دولتها به فناوری به عنوان نخستین راهحل برای مدیریت چالشهای اجتماعی است.
ضعف در افزونگی شبکه (آمریکای لاتین و آفریقا): رویدادهای گوام، ونزوئلا و تانزانیا اثبات کرد که قطعیهای ناشی از بلاهای طبیعی یا نقص شبکه برق، همان ردپای دیجیتالی را بهجا میگذارند که قطع تعمدی اینترنت بهجا میگذارد. رفتاری که نشان از نبود ساختارهای پشتیبان در تامین انرژی و مسیرهای موازی ارتباطی دارد.
- جمعبندی و نتیجهگیری
جهان در حال ورود به دورهای است که در آن «اتصال پایدار به اینترنت» دیگر یک فرض مسلّم نیست. در سطح بینالمللی، جنگها و خطاهای فنی پایداری شبکه را تهدید میکنند، اما در ایران، به نظر میرسد شبکه از یک بستر ارتباطی پویا به یک اکوسیستم تحت نوسان و کنترل تغییر شکل داده است که عملکرد آن نه تابع نیاز جامعه و بازار، بلکه تابع سطح ریسک سیاسی و امنیتی در لحظه است.
این تقاطع میان «انسداد ساختاری در داخل» و «ناپایداری زیرساختی در خارج»، خروجی زیست دیجیتال کشور را به نقطهای پرریسک نزدیک میکند. وقتی دسترسی به شبکه جهانی از یک «حق شهروندی و زیرساخت توسعه» به یک «امتیاز مشروط و نوسانی» تقلیل یابد، نه تنها امکان برنامهریزی اقتصادی و توسعه فناوری سلب میشود، بلکه جامعه نیز در یک حالت تعلیق دائم و انزوا قرار میگیرد. وضعیتی که در آن حتی با وصل ظاهری اینترنت، رمقی برای بازسازی سلامت اکوسیستم ارتباطی باقی نمیگذارد.