آزاده کیاپور
حملات سایبری اخیر که به ایران نسبت داده شدهاند، بار دیگر نشان میدهند زیرساختهای دیجیتال اکنون به یک دارایی راهبردی در درگیریهای مدرن تبدیل شدهاند.
انجمن خاورمیانه (Middle East Forum) meforum، اندیشکده آمریکایی فعال در حوزه مسائل خاورمیانه، امنیت و سیاست منطقهای، در گزارشی به طرح ادعاهایی در خصوص میزان نفوذ ایران در زیرساختهای ارتباطی عراق پرداخته و نوشت: در دورهای که توانمندیهای سایبری، شبکههای ارتباطی و زیرساختهای دادههای حیاتی به ابزارهایی برای رقابت ژئوپلیتیکی تبدیل شدهاند، بخش مخابرات عراق، دیگر صرفاً یک ساختار اداری نیست، بلکه به یک دارایی برای جنگ نامتقارن ایران تبدیل شده است.
در شرایطی که تابآوری شبکه داخلی ایران تضعیف شده و همزمان با تداوم درگیریهای منطقهای، محدودیتهای شدید داخلی بر ارتباطات اعمال میشود، گروههای تحت حمایت دولت ایران، به شبکههای خارجیِ بههمپیوسته برای ایجاد فرماندهی و کنترلِ تابآور نیاز دارند. از قضا زیرساختهای تسخیرشده عراق دقیقاً آن را فراهم میکنند. این زیرساختها، شبکهای بههمپیوسته، قابل انکار و میزبانیشده در خارج از ایران است که تهران میتواند از آن برای عملیات سایبری منطقهای بهره گیرد.
در ادامه این گزارش ادعا شده، راهبرد سایبری تهران، تا حدی بر پایگاههای لجستیکی دیجیتالِ برونمرزی متکی است. ایران با مهندسی تصرف ساختارهای مخابراتی و چارچوبهای نظارتی عراق، فعالیتهای خود را پشت حاکمیت این کشور پنهان میکند.
این گزارش مدعی است گروههای مورد حمایت ایران، مدلی از تسلط از بالا به پایین بر ساختار ارتباطات غیرنظامی عراق ایجاد کردهاند. طی یک دهه گذشته، انتصابهای پیدرپی در وزارت ارتباطات عراق، از جمله حسن الرشید، هیام الیاسری و مصطفی سَنَد، با دور زدن شایستگی حرفهای، افرادی را در این سمتها قرار دادهاند که بهلحاظ ایدئولوژیک، به تهران وابستهاند.
کمیسیون ارتباطات و رسانههای عراق نیز بازتابی از همین تسلط است. اعضای کمیسیون مانند امطار المیاحی، همسر حسن الرشید، از چهرههای ارشد سازمان بدر و وزیر پیشین، بر تخصیص فرکانسها و صدور مجوز برای ارائهدهندگان خدمات اینترنتی کنترل دارند. شبکههای طرفدار ایران با تسلط بر این دروازههای اداری، اطمینان حاصل میکنند که مسیریابی دادههای ملی و نظارت دیجیتال، منافع حاکمیتی عراق را دور میزند و مستقیماً در خدمت الزامات امنیتی و اطلاعاتی ایران قرار میگیرد.
این تصرف ساختاری، چارچوب و معماری شبکه ملی داده عراق را تعیین میکند. دولت عراق و شرکای غربی آن، طی نزدیک به دو دهه، گزارشهای قاچاق پهنای باند اینترنت را صرفاً تخلفاتی پراکنده در زمینه تأمین مالی غیرقانونی و فساد اداری سطح پایین و متناسب با عوامل ناشناس میدانستند و نادیده میگرفتند. اما کنترل خارج از نظارت رسمی نشان میدهد برخی شبکههای موازی وجود دارند که از زیرساختهای دیجیتال، خارج از چارچوب پاسخگویی رایج دولت استفاده میکنند.
این عملیات، مرحله شکلگیری یک طرح نظاممند برای تصرف دولت را تشکیل دادند. در سال ۲۰۲۳، ایران و عراق، توافق دوجانبه برای همکاری در زمینه زیرساختهای مخابراتی، تبادل تخصص در حوزه امنیت سایبری و هوش مصنوعی و هماهنگی در مجامع بینالمللی درباره این فناوریها امضا کردند.
این توافق، سازوکاری را برای ایران فراهم کرده تا حضور فنیاش را در زیرساختهای عراق تعمیق کند. در آشکارترین نمونه، وزارت ارتباطات عراق، قراردادهای حیاتی فیبر نوری را به شرکت عمومی مهندس (Muhandis) واگذار کرده است. این شرکت که بازوی اقتصادی نیروهای بسیج مردمی است، از سوی ایالات متحده، در فهرست تحریمها قرار گرفته و تحت نظارت مستقیم رهبری کتائب حزبالله (که از سوی آمریکا در فهرست تحریمها قرار دارد) و نیز مشاوران نهادهای نظامی ایران فعالیت میکند. این امر به تهران امکان میدهد ترافیک انبوه داده را خارج از نظارت مؤثر دولت عراق، مورد استفاده، رهگیری، پایش و مسیریابی قرار دهد و از ارتباطات عراق برای جمعآوری اطلاعات، عملیات اطلاعاتی و جنگ ترکیبی گستردهتر بهرهبرداری کند.
در ادامه این گزارش ادعا شده، همزمان دستگاه امنیت داخلی دولت، سرمایه انسانی موردنیاز برای انجام عملیات سایبری پیشرفته را نهادینه میکند. وزارت کشور، که تحت سلطه سازمان بدر و شبهنظامیان مورد حمایت ایران قرار دارد، ابتکارهای امنیت سایبری را تحت نظارت عبدالأمیر الشمری، وزیر پیشین و در پوشش ارتقای ظرفیتهای اجرای قانون در سطح ملی سازماندهی کرده است.
شبهنظامیان، این نیروهای آموزشدیده را برای بهکارگیری در واحدهای شنود داخلی و واحدهای سایبری نیابتی خارجی جذب میکنند. در نتیجه، آموزشهای تأمینشده توسط دولت، توانمندیهای سایبری در دسترسِ گروههای مسلح مورد حمایت ایران را تقویت میکند و بیش از پیش، مرز نهادهای رسمی امنیتی و سازمانهای نیابتی را از میان میبرد و در نهایت، اجرای رسمی قانون را با تهاجم دیجیتال مورد حمایت ایران درهم میآمیزد.
این تحولات نشان میدهد نیروهای نیابتی ایران در عراق، اکنون بازیگران چندحوزهای هستند که عملیات سایبری و جنگ اطلاعاتی را با توانمندیهای نظامی سنتی ادغام کردهاند. اکنون شبهنظامیان عراقی، روند تحول حزبالله لبنان در توسعه توانمندیهای خود فراتر از بمب و گلوله را بازتاب میدهند.
اینکه آیا زیرساخت مخابراتی عراق در کارزارهای سایبری اخیر علیه ایالات متحده بهصورت عملیاتی استفاده شده یا نه، همچنان بهدلیل طبقهبندی اطلاعاتی از دسترس خارج است، اما دستیابی به این قابلیت، صرفاً مسئله زمان است.
اگر بغداد در انجام اصلاحات ناکام بماند، وزارت خزانهداری آمریکا باید تحریمهای ثانویه خود را گسترش دهد تا آن دسته از اقدامات فنی را که با هدف مختل کردن معماری ایران طراحی شدهاند، اجرا کند.
همچنین واشنگتن باید کمکهای خود را مشروط به برکناری مقامات همسو با ایران از وزارتخانهها و کمیسیونهای عراق کند و همزمان، حذف شرکت عمومی Muhandis و دیگر نهادهای وابسته به ایران را از بخش مخابرات عراق الزامی کند.
گزینههای دیگری مانند سوپرسل (Supercell) نیز وجود دارد که محور اصلی برند آن، ارتباطات امن و عاری از مؤلفههای چینی است و با شرکتهایی که شبهنظامیان در آنها نفوذ کردهاند، مانند Muhandis یا Earthlink، همکاری ندارد. شرکت ایرثلینکِ فعال در عراق نیز ارتباطی با شرکت مستقر در ایالات متحده با همین نام ندارد.