سووشون؛ از اقتباس ادبی تا عبورهای آگاهانه از خطوط قرمز

WhatsApp Image 2025-09-09 at 09.58.30

سریال «سووشون» به کارگردانی نرگس آبیار و تهیه‌کنندگی ابوالفضل قاسمی، در روزهای اخیر بیش از آنکه به خاطر ارزش‌های هنری‌اش خبرساز شود، به دلیل حواشی پررنگش در صدر گفت‌وگوهای فرهنگی و رسانه‌ای قرار گرفته است. اثری که قرار بود اقتباسی از رمان ماندگار سیمین دانشور باشد، اکنون در عمل به میدان بحث‌های اجتماعی، دینی و قومی تبدیل شده است.

در نخستین موج اعتراض‌ها، صحنه‌ای از سریال به گونه‌ای طراحی شد که برداشت عمومی از آن، توهین به قوم لر بود. حساسیت بالای چنین موضوعی موجب واکنش اقشار مختلف مردم لرستان، نمایندگان مجلس و حتی دادستانی استان شد. تیم سازنده مجبور شد بیانیه‌ای صادر کرده و از مردم عذرخواهی کند؛ اما این تنها نقطه‌ی آغاز حاشیه‌ها بود.

پیش‌تر نیز برخی سکانس‌های سریال، به‌ویژه صحنه‌های رختخوابی و تماس بدنی بین بازیگران نامحرم، واکنش‌های تند برانگیخت و حتی کار را به توقیف موقت سریال کشاند. برای بسیاری از مخاطبان، چنین صحنه‌هایی نه تنها با هنجارهای دینی و فرهنگی جامعه در تضاد است، بلکه یادآور الگوبرداری‌های سطحی از الگوهای غربی است که در بستر فرهنگ ایرانی جایگاهی ندارد.

با این حال، شاید نقطه‌ی اوج جنجال‌ها به قسمت پایانی و رقص آزاده صمدی مربوط می‌شود؛ صحنه‌ای که نه می‌توان آن را یک برداشت ساده دانست و نه یک لغزش سهوی. بر اساس مبانی اسلامی، رقص زن در ملاعام و انتشار آن از طریق رسانه، آشکارا حرام است. پرسش جدی اینجاست که وقتی چنین صحنه‌ای با علم و آگاهی در فرآیند تولید و تدوین گنجانده می‌شود، چه میزان دیگر از خطوط قرمز شرعی و اخلاقی در پشت صحنه نادیده گرفته شده است؟

این موارد نشان می‌دهد که اتفاقات درون «سووشون» نه در فرهنگ ایرانی جایگاهی دارد و نه با قواعد اسلامی سازگار است. بلکه بیش از آنکه بخواهد بر عمق روایت یا ارزش هنری بیفزاید، به نظر می‌رسد تلاشی آگاهانه برای جلب توجه و ساختن جنجال رسانه‌ای است. همان‌طور که مسعود فراستی هم تأکید کرده است، این زوج سینمایی (آبیار و قاسمی) به‌خوبی یاد گرفته‌اند که با عبور از خطوط قرمز، آثار بی‌کیفیت خود را در قالب «ریال‌های بفروش» عرضه کنند.

از منظر اجتماعی و حقوقی، مسئله تنها به نقد هنری یا اعتراض فرهنگی ختم نمی‌شود. انتظار جدی از قوه قضائیه این است که به عنوان مدعی‌العموم وارد عمل شود. نه فقط برای صیانت از حقوق اقوامی که در این سریال مورد بی‌حرمتی قرار گرفتند، بلکه برای دفاع از حریم عفت عمومی که با صحنه‌های نامتعارف نقض شده است. توقیف این سریال و اعمال جریمه علیه سکوی پخش یا تهیه‌کننده‌ای که به چنین اقداماتی رضایت داده، می‌تواند پیام روشنی باشد مبنی بر اینکه دستگاه قضایی در برابر عبور آگاهانه از ارزش‌های دینی و فرهنگی، سکوت نخواهد کرد.

واقعیت این است که «سووشون» بیش از آنکه روایتی ادبی یا نمایشی باشد، به الگویی نگران‌کننده از استفاده ابزاری از خطوط قرمز برای بازاریابی بدل شده است. الگویی که اگر مهار نشود، می‌تواند زمینه‌ساز تکرار چنین رفتارهایی در دیگر تولیدات نمایشی شود. اینجاست که ورود قاطع نهادهای نظارتی و قضایی نه صرفاً یک واکنش مقطعی، بلکه ضرورتی برای حفظ شأن فرهنگ و جامعه ایرانی–اسلامی به شمار می‌آید.

منتخب هفته