آسیه فروردین
در سالهای اخیر، جنگ سایبری، ماهیت راهبرد نظامی را دگرگون کرده است. عملیات سایبری، از جنگ روسیه و اوکراین گرفته تا درگیری هند و پاکستان و نیز رویارویی جاری ایران با اسرائیل و آمریکا، بهطور فزایندهای، در حال شکلدهی به نتایج میدان نبرد و محاسبات ژئوپلیتیکی هستند.
به گزارش ترکیه تودی (رسانه خبری-تحلیلی با تأکید بر تحولات منطقهای)، اکنون قدرت نظامی، دیگر صرفاً با تعداد تانکها، جنگندهها یا کلاهکهای هستهای کشورها سنجیده نمیشود. امروزه این قدرت، بیش از پیش، با هوش مصنوعی، توانمندیهای سایبری، پهپادها و جنگ الکترونیک تعریف میشود؛ بهطوریکه شبکههای اطلاعاتی دیجیتال، به ابزارهای حیاتی قدرت ملی تبدیل شدهاند.
بر اساس تحلیلهای بازار، هوش مصنوعی در بخش نظامی بین سالهای ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۸ میتواند حدود ۴۴ درصد رشد داشته باشد.
از آنجا که درگیریهای مدرن دیگر نمیتوانند تنها از زاویه میدان نبرد واحد درک شوند، استفادههای گوناگون از هوش مصنوعی و قابلیتهای سایبری در سه جنگ مختلف باید بررسی شود.
- جنگ روسیه و اوکراین
ظاهراً جنگ اوکراین با بهکارگیری گسترده ظرفیتهای هوش مصنوعی در محیط نظامی، به «نخستین جنگ هوش مصنوعی» تبدیل شد؛ عنوانی که مجله تایم برای آن به کار برد و همین موضوع، آن را به نمونه مطالعاتی منحصربهفرد تبدیل کرد.
در وهله نخست، روسیه بهدلیل محدودیتهای ناشی از تحریمها از هوش مصنوعی در پهپادهای بدون سرنشین استفاده کرد، اما پیش از دریافت تجهیزات بیشتر از ایران، تنها حدود 2000 پهپاد در اختیار داشت. در حال حاضر، پهپادهای انبوه «Product 53» توسط شرکت روسی « Lancet-3» در حال تولید هستند.
همزمان مسکو حملات بدافزاری و منع سرویس توزیعشده (DDoS) را علیه دولت، ارتش، شبکههای ارتباطی و زیرساختهای انرژی اوکراین انجام داد. در مقابل، کییف نیز به انجام عملیات سایبری علیه نهادهای دولتی روسیه، رسانهها و زیرساختهای این کشور روی آورد. در حالی که سامانه هوش مصنوعی آمریکایی Project Maven در میدان نبرد اوکراین آزمایش شد.
قابل توجه است که اوکراین از مدلهای هوش مصنوعی برای تحلیل تصاویر ضبطشده توسط پهپادها، تصاویر ماهوارهای، موقعیت نیروهای روسیه و زرادخانههای نظامی استفاده کرد تا حملاتی مانند هجوم مارس ۲۰۲۴ به پالایشگاه ریازان (Ryazan) شرکت روسی «روسنفت» را انجام دهد. اکنون نیز اوکراین قصد دارد «۶۰ ارتش پهپادی» ایجاد کند.
اگرچه مسکو و کییف هر دو از زمان تهاجم روسیه در فوریه ۲۰۲۲، هم در جنگ اطلاعاتی و هم در جنگ عملیاتی، از هوش مصنوعی استفاده کردهاند، اما تفاوتهایی در مقیاس، تمرکز و اهداف راهبردی آنها وجود دارد.
بر اساس شاخص آمادگی دولتها برای هوش مصنوعی که توسط مؤسسه آکسفورد اینسایتس در سال ۲۰۲۳ انجام شد، روسیه در رتبه ۳۸ و اوکراین در رتبه ۶۰ قرار داشتند.
دکتر تئودور کاراسیک، پژوهشگر امور روسیه و خاورمیانه در بنیاد جیمزتاون در واشنگتن، به روزنامه ترکیه تودی گفت که تغییر در ماهیت درگیریهای جهانی، فضای سایبری را بهعنوان یک حوزه اصلی جنگ بهطور قطعی تثبیت کرده است.
او افزود: «آنچه بهعنوان ابزاری برای جاسوسی آغاز شد، اکنون به عرصهای کاملاً یکپارچه از درگیری نظامی مدرن تبدیل شده که در کنار عملیات نظامی متعارف فعالیت میکند یا حتی جایگزین آن میشود.»
به گفته کاراسیک، در طول جنگ روسیه و اوکراین، خرابکاری زیرساختها و شبکههای برق، از جمله حملات باجافزاری و نیز هک شرکت ویاست (Viasat) در سال ۲۰۲۲ رخ داده که «تأثیری زنجیرهای بر بخش انرژی اوکراین» داشت.
او گفت که سازمان اطلاعات نظامی روسیه (GRU)، از بدافزارهای مخرب پاککننده دادهها (Wiper Malware) و روشهای جمعسپاری (Crowdsourcing)، برای مقابله با اطلاعات اوکراین و نیز عملیات نفوذ و انتشار اطلاعات نادرست توسط «ارتش فناوری اطلاعات اوکراین» استفاده کرد.
در مقابل، «اوکراین نیز عملیات سایبری خود را علیه روسیه انجام داد که درسآموختههایی به همراه داشته و این تجربیات، اکنون در دیگر جبههها و مناطق درگیری به کار گرفته میشوند.»
- جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران
از زمان جنگ ایران در سال ۲۰۲۵، تلآویو از هوش مصنوعی برای تحلیل سریع حجم عظیمی از دادههای اطلاعاتی و پشتیبانی از هدفگیری دقیق استفاده کرده است.
عملیاتهای اسرائیل، ترکیبی از اطلاعات انسانی، تحلیلهای مبتنی بر هوش مصنوعی و فناوری پهپادها بوده تا سامانههای پدافند هوایی و موشکی ایران را سرکوب کند. در همین حال، چند سایت خبری در ایران نیز هک شدند. در مقابل، اگرچه کارشناسان پیشبینی کرده بودند ایران حملات سایبری مشابه علیه اهداف آمریکایی و اسرائیلی انجام دهد، اما واکنشهای سایبری ایران، نسبتاً محدود باقی مانده است.
کاراسیک در بررسی درگیری آمریکا، اسرائیل و ایران گفت: «استفادههای متعددی از کرمهای رایانهای، بدافزارها و نفوذ به سامانههای صنعتی کارخانهها انجام شده تا بهطور بالقوه باعث توقفهای زنجیرهای و تعطیلی صنعتی شوند. همچنین آمریکا و اسرائیل برای هدفگیری به هوش مصنوعی متکی هستند، در حالی که ایران بر جمعآوری اطلاعات از کشورهای دیگر، بهویژه سرویسهای مخفی روسیه، تکیه دارد.
به گفته کاراسیک، همه کشورها مدلهای متفاوتی، از جمله پهپادهای خودمختار و مقاوم در برابر اختلال، اهداف فریبدهنده و هماهنگی گروهی پهپادها دارند.
او افزود که بهطور عمده «استفاده گستردهای از تحلیل دادهها مانند سامانه پریسما (PRISMA)، شرکت پالانتیر (Palantir) و پروژه میون (Project Maven) پنتاگون وجود دارد. هنگام تحرکات خاص میان اسرائیل، ایران و آمریکا، سامانههای هدفگیری مانند گاسپل (The Gospel) و لاوندر (Lavender) اهمیت ویژهای دارند.»
همچنین بوراک جان چلیک، پژوهشگر امور راهبردی و سیاسی مستقر در استانبول با اشاره به رویدادهای مشخص این جنگ، به ترکیه تودی گفت: «حملاتی که به گروه گنجشک درنده (Predatory Sparrow) نسبت داده شد و علیه بانک سپه ایران و صرافی رمزارز نوبیتکس انجام شده، اهمیت ویژهای داشتند.»
از سوی دیگر، او گفت طبق گزارشها، بازیگران مرتبط با ایران نیز «شرکتهای اسرائیلی، دوربینهای نظارتی و سامانههای دیجیتال آسیبپذیر را هدف قرار دادهاند. این در حالی است که جعل سیگنالهای GPS و جنگ الکترونیک بر هوانوردی، مسیرهای دریایی و عملیات نظامی در سراسر منطقه تأثیر گذاشته است.»
- درگیری هند و پاکستان
در ماه مه ۲۰۲۵، پاکستان اعلام کرد که با کمک زنجیره کشتار چندحوزهای که با قابلیتهای سایبری ایجاد شده بود، موفق شده چند جنگنده هندی را سرنگون کند.
خالد چشتی، سرتیپ دوم (بازنشسته) از نیروی هوایی پاکستان (PAF) در گفتوگو با ترکیه تودی ضمن طرح دیدگاه خود اظهار داشت که درگیری هند و پاکستان، یک «نقطه عطف مهم در امور نظامی جنوب آسیا» بود، زیرا برخلاف رویاروییهای پیشین، این درگیری بهطور همزمان در حوزههای هوایی، سایبری، اطلاعاتی و الکترومغناطیسی انجام شد.
در این رویداد که اکنون با عنوان «عملیات بایتهای الهی» (Operation Divine Bytes) شناخته میشود و به رهبری سرتیپ عطاءالله زب انجام شده، اختلالهای جدی در «زیرساختهای حیاتی، ارتباطات و شبکههای لجستیکی» مشاهده شد که به ایجاد عدم قطعیت عملیاتی در قلمرو طرف انجامید.
در مقابل، این بهرهبرداری مؤثر از اطلاعات، «مزیتهای ارزشمندی در تصمیمگیری ایجاد کرد و نقش مرکزی قابلیتهای سایبری را در جنگهای چندحوزهای معاصر تقویت ساخت»؛ امری که امکان «ارزیابی بهموقع از تجمع نیروهای طرف مقابل، ارزیابی خسارتهای نبرد و نمایش قدرت نظامی» را فراهم ساخت.
چشتی با بیان اینکه «جنگ چندحوزهای»، بهدلیل بازسازی نیروی هوایی پاکستان توسط ایر چیف مارشال ظهیر احمد بابر سیدهو وارد جنوب آسیا شده، اظهار داشت: «موفقیت نظامی از این پس به همان اندازه که به قدرت رزمی متعارف وابسته است، به برتری فناورانه، تسلط اطلاعاتی و عملیاتهای شبکهمحور نیز وابسته خواهد بود.»
- تأثیر بر ژئوپلیتیک منطقهای
هوش مصنوعی با تأثیرگذاری بر تحرکات سیاسی و تغییر شیوه تعامل کشورها در دیپلماسی و جنگ، ماهیت درگیریها را دگرگون کرده است.
از پهپادهای خودمختار گرفته تا سامانههای رزمی رباتیک و شبکههای دفاع موشکی مبتنی بر هوش مصنوعی، همگی موجب شده نیاز به حضور نیروهای انسانی در میدان نبرد کمتر شود، اما خسارتهای جنگ، دامنه گستردهتری پیدا کرده است.
همانطور که کاراسیک اشاره کرد، عادی شدن سلاحهای دیجیتال، شیوه مدیریت امنیت منطقهای را تغییر داده است، زیرا با وارد کردن آسیبهای اقتصادی و ایجاد فشار و رنج انسانی، «زیرساختهای غیرنظامی مانند شبکههای انرژی، سامانههای مالی، مراکز حملونقل و شبکههای آب، اهداف اصلی اجبار و فشار سایبری هستند.»
فضای دیجیتال، بهطور قابل توجهی، در حال شکستن تعاریف قدیمی حاکمیت است و واقعیت دیجیتال جدید از قانون، نظم و جنگ ایجاد میکند.
در همین رابطه، چلیک با تأکید بر پیامدهای منفی ژئوپلیتیکی هوش مصنوعی گفت: «نخست اینکه، ابزارهای سایبری آستانه تشدید درگیری را کاهش میدهند. کشورها میتوانند بدون اینکه فوراً وارد جنگ متعارف آشکار شوند، به یکدیگر آسیب وارد کنند. دوم اینکه، این ابزارها مرز مسئولیت و انتساب حمله را مبهم میکنند؛ بهگونهای که دولتها، سرویسهای اطلاعاتی، نیروهای نیابتی و هکرهای ملیگرا میتوانند در یک فضای مشترک فعالیت کنند. سوم اینکه، آنها میدان نبرد را به غیرنظامیان، بانکها، بنادر، فرودگاهها، بیمارستانها، پلتفرمهای رسانهای و شرکتهای خصوصی گسترش میدهند.»
چلیک خاطرنشان کرد که هوش مصنوعی میتواند «بهویژه برای خاورمیانه اهمیت زیادی داشته باشد، زیرا این منطقه، پیش از این نیز تحتتأثیر جنگهای نیابتی، پهپادها، موشکها و بازدارندگی شکننده قرار دارد و عملیات سایبری، لایه دیگری از بیثباتی به این وضعیت اضافه میکند.»
به نظر او: «اسرائیل از طریق قابلیتهای سایبری مبتنی بر اطلاعات، مزیت بزرگی به دست میآورد، ایران از ابزارهای سایبری برای جبران ضعفهای متعارف خود استفاده میکند، کشورهای خلیج فارس بهدلیل زیرساختهای انرژی و شبکههای مالی در معرض آسیب قرار میگیرند و آمریکا بیش از پیش، به معماری امنیت دیجیتال شرکای منطقهای خود وابسته میشود.»
بنابراین، از دید چلیک، توازن جدید منطقهای درباره این موضوع خواهد بود که: «چه کسی میتواند نخست ببیند، نخست اختلال ایجاد کند، نخست سردرگم کند و شبکههای طرف مقابل را پیش از آنکه حتی اولین موشک شلیک شود، فلج کند.»
چشتی نیز با توصیف هوش مصنوعی بهعنوان «توانمندساز راهبردی» که از این پس، ژئوپلیتیک جنوب آسیا را بازتعریف میکند، توضیح داد که دلیل این موضوع آن است که تحلیلهای مبتنی بر هوش مصنوعی، سامانههای پشتیبان تصمیمگیری، پلتفرمهای خودمختار، عملیات سایبری و قابلیتهای جنگ اطلاعاتی، «چرخههای تصمیمگیری را فشردهتر کرده و اثربخشی عملیاتی را افزایش دادهاند.»
او افزود: «کشورهایی که بتوانند هوش مصنوعی را با موفقیت در ساختارهای نظامی و امنیت ملی خود ادغام کنند، از یک مزیت راهبردی قابلتوجه برخوردار خواهند شد. از بسیاری جهات، هوش مصنوعی در حال تبدیل شدن به یک ضریبدهنده قدرت، مشابه تأثیر تحولآفرین نیروی هوایی در قرن بیستم است.»
- سرنوشت جنگهای آینده
هوش مصنوعی که تأثیر زیادی بر تحرکات سیاسی دارد و میتواند شیوه تعامل کشورها در جنگ و دیپلماسی را دگرگون کند، حتی به بخشی از برنامهریزیهای راهبردی دیپلماتیک و مذاکرات تبدیل شده است، زیرا میتواند دولتها را بیثبات کند و از طریق شبکههای اجتماعی، باعث افزایش افراطگرایی کاربران شود.
علاوه بر این، هوش مصنوعی حتی میتواند از نظر لجستیکی برای انتقال تجهیزات نظامی مورد استفاده قرار گیرد. در این شرایط، برتری نظامی به میزان توانایی یک کشور در اجرای فناوریهای پیشرفته هوش مصنوعی وابسته خواهد بود.
کاراسیک در زمینه بررسی این موضوع که آیا جنگهای آینده با سلاحهای هستهای انجام خواهد شد یا نه، اظهار داشت: هوش مصنوعی در حال بیاثر کردن احتمالی سلاحهای هستهای است، زیرا توانایی «منجمد کردن و نابود کردن زیرساختها و اقتصاد دشمن را فراهم میکند.»
به عقیده کاراسیک، هوش مصنوعی میتواند در ۹۹ درصد جنگهای چندحوزهای، تجهیزات هستهای را بیاستفاده کند. طبق گفته او: «واقعیت فناورانهای که در آن حملات سایبری، سلاح انتخابی برای جنگهای روزمره در منطقه خاکستری هستند، اکنون فرا رسیده است. این در حالی است که سلاحهای هستهای، همچنان بهعنوان بیمهنامه نهایی و خاموش باقی میمانند.»
چشتی نیز ضمن موافقت با این دیدگاه گفت که سلاحهای هستهای، همچنان بهعنوان ابزارهای بازدارندگی باقی خواهند ماند، اما بعید است ابزار اصلی کشورها برای دستیابی به اهداف نظامی باشند، زیرا در آینده: «فقط کسانی که پیشرفتهترین تسلیحات را در اختیار دارند، در جنگها پیروز نخواهند شد، بلکه کسانی پیروز میشوند که قادر باشند عملیاتهای هوایی یکپارچهشده با سایبر (Cyber Integrated Air Operations – CIAO) را بهصورت یکپارچه در یک راهبرد عملیاتی واحد اجرا کنند.»