سمیه مهدوی پیام
دو عملیات پنهان نفوذ اطلاعاتی منتسب به روسیه و ایران از چتجیپیتی (ChatGPT) برای سرعت بخشیدن به روشهای قدیمی استفاده کردند، نه ابداع شیوههای تازه. این، یافته اصلی گزارش جدید واحد تهدیدهای OpenAI است که از شناسایی و مسدودسازی فعالیت هر دو شبکه خبر میدهد. این شبکهها با ایجاد نهادهای پوششی تلاش میکردند پیامهای ژئوپلیتیکی و مطالب مرتبط با منازعات را به مخاطبان هدف برسانند.
به گزارش سایبر اکسپرس (The Cyber Express)، اوپنایآی فعالیت این شبکهها را بازگشت به الگوهای عملیاتی پیش از ظهور هوش مصنوعی توصیف کرده است. شخصیتهای جعلی شبکه ایرانی شباهتهایی به «آلیس دونوان» (Alice Donovan) دارند؛ هویتی پوششی که اطلاعات نظامی روسیه از آن برای انتشار مقاله در رسانههای غربی طی سالهای ۲۰۱۶ و ۲۰۱۷ استفاده میکرد. استفاده شبکه روسی از کارکنانی که از ماهیت واقعی فعالیت مجموعه بیاطلاع بودند نیز یادآور پرونده «PeaceData» است. رسانهای جعلی که در سال ۲۰۲۰ توسط افرادی مرتبط با آژانس تحقیقات اینترنتی روسیه اداره میشد.
- چرا این عملیاتهای پنهان نفوذ اطلاعاتی متمایز هستند؟
در این گزارش ادعا شده که تفاوت اصلی این عملیاتها در گستره دسترسی و میزان نفوذ آنهاست. در مقیاس «IO Breakout» که عملیاتهای نفوذ اطلاعاتی را از یک تا شش درجهبندی میکند، شبکه روسی در سطح پنجم قرار گرفت. این نخستین عملیات در این سطح بود که از زمان آغاز گزارشدهی، فعالیت آن مختل شده است. شبکه ایرانی نیز در سطح چهارم این ارزیابی قرار گرفت. هر دو شبکه توانستند محتوای خود را در رسانههای جریان اصلی منتشر کنند و فعالیتشان به شبکههای اجتماعی محدود نماند.
این وضعیت با الگویی گستردهتر در میان ۳۰ عملیات پنهان نفوذ اطلاعاتی که طی ۲.۵ سال گذشته افشا شدهاند، همخوانی دارد. شبکههایی که موفق به انتشار محتوا در رسانههای واقعی میشوند، معمولاً ظرفیت بیشتری برای دسترسی به مخاطبان و اثرگذاری بر آنها دارند.
- دارک کلارک؛ اندیشکده پوششی روسیه در آمریکای لاتین
شبکه روسی «دارک کلارک» (Dark Clark) فعالیت خود را بر آمریکای لاتین متمرکز کرده بود. هدف اصلی آن تضعیف وجهه اوکراین و در برخی موارد تأثیرگذاری بر سیاستهای آرژانتین و بولیوی بود. گردانندگان این شبکه از طریق VPN به چتجیپیتی دسترسی پیدا میکردند و عمدتاً از این ابزار برای تهیه گزارشهای داخلی و ارسال آنها به یک مقام بالادستی ناشناس بهره میبردند.
این شبکه پلتفرمی پژوهشی با عنوان «مرکز تحقیقات اجتماعی» را در اختیار داشت که با هویت جعلی «میا کلارک» (Mia Clark) معرفی میشد. شواهد نشان میدهد کارکنان این مجموعه در آمریکای لاتین از ارتباط آن با گروه روسی اطلاعی نداشتند. وبسایت این مجموعه بیش از ۶۰ مقاله منتشر کرده بود که بخش عمده آنها محتوای تألیفی داشتند.
برخی اقدامات این شبکه نیز بهتدریج مورد توجه قرار گرفتند. گردانندگان آن مدعی شدند ایمیلی جعلی ارسال کردهاند که ظاهراً از سوی اداره آموزشوپرورش لیما فرستاده شده بود و مدارس را به برگزاری رویدادهایی با موضوع اوکراین و با اشاره به استپان باندرا (Stepan Bandera) ترغیب میکرد. مطالب مشابهی نیز در رسانههای پرو و لهستان منتشر شد و حتی یکی از نمایندگان لهستان در پارلمان اروپا درباره این موضوع اظهارنظر کرد.
در نمونهای دیگر، انتشار قراردادی جعلی با این ادعا که شهروندان اکوادوری برای جنگ در اوکراین جذب نیرو میشوند، به انجام راستیآزمایی درباره آن منجر شد. همچنین انتشار یک فایل صوتی جعلی درباره قطع آب در لاپاز، تکذیب رسمی شرکت دولتی آب این کشور، EPSAS، را در پی داشت.
گردانندگان شبکه همچنین اعتبار برخی رویدادها را به نام خود ثبت میکردند، در حالی که هیچ نقشی در برگزاری آنها نداشتند. این رفتار میتواند نشانهای از تلاش آنها برای تأثیرگذاری بر کارفرمایان خود و بزرگنمایی عملکردشان باشد.
- روزنامهنگاران جعلی در شبکه نفوذ منتسب به ایران
بخش دیگری از گزارش به طرح ادعاهایی درباره فعالیت شبکهای منتسب به ایران اختصاص دارد. بر اساس این گزارش، شبکهای با نام «Bogus Bylines» از هفت هویت جعلی روزنامهنگاری استفاده میکرد تا مقالات بلند درباره منازعه ایران و آمریکا را به رسانههای آنلاین کوچک و متوسط پیشنهاد دهد.
از ژوئیه ۲۰۲۵ تا اکتبر ۲۰۲۶، حدود ۱۰۰ مقاله منتسب به این شبکه در بیش از ۱۲ نشریه منتشر شد. پس از آغاز منازعه ایران و آمریکا، حجم انتشار مطالب بهشدت افزایش یافت. یکی از رسانههایی که این مطالب را منتشر کرده بود، نزدیک به دو میلیون دنبالکننده در فیسبوک داشت.
عملکرد این شبکه در بخش اظهارنظر و تعامل در شبکههای اجتماعی ضعیفتر بود. مجموعه پاسخها و نظرهای منتشرشده از سوی این شبکه، تنها چند تعامل تکرقمی یا دورقمی دریافت کردند و به همین دلیل در سطح دوم ارزیابی قرار گرفتند.
گزارشهای داخلی این شبکه نیز نشان میداد که گردانندگان آن برای سنجش موفقیت فعالیت خود، بازدید پستهایی را که به آنها پاسخ داده بودند، ملاک قرار میدادند، نه میزان بازدید یا تعامل با پاسخهای خودشان. این روش باعث میشد میزان اثرگذاری ظاهری فعالیتهایشان بسیار بیشتر از واقعیت به نظر برسد.
در ادامه گزارش آمده است که هوش مصنوعی میتواند مقیاس فعالیت، کارآیی، تسلط زبانی و توانایی ویرایشی شبکههایی را که از نهادهای پوششی استفاده میکنند، افزایش دهد. این ابزارها همچنین به چنین شبکههایی کمک میکنند از بیاطلاعی سردبیران و کارکنان رسانهها بهرهبرداری کنند.
با این حال، پنهانکاری همچنان یکی از نقاط ضعف اصلی این شبکههاست. فعالیت «آلیس دونوان» و «PeaceData» نیز پس از افشا متوقف شد. طبق گزارش OpenAI، افشای این عملیاتها با هدف فراهم کردن زمینه تحقیقات بیشتر و مختل کردن فعالیت شبکههای نفوذ انجام میشود. اطلاعات مربوط به هر دو پرونده نیز با نهادهای مسئول و مرتبط به اشتراک گذاشته شده است.