علی شمیرانی
اینترنت در ایران بار دیگر به جریان افتاده است. اتصالها تا حدودی برقرار شده، برخی از سرویسها در دسترس هستند و مسئولان نیز از بازگشت شرایط عادی سخن میگویند. اما در پشت این تصویر، واقعیتی دیگر جریان دارد. واقعیتی که نه در نمودارهای پهنای باند، بلکه در رفتار کاربران دیده میشود.
در یک نمونه کاربرانی که در گروههای تلگرامی فعال بودند به وضوح متوجه کاهش شدید بازگشت کاربران به فعالیتها هستند. به عبارت دیگر همه تقریبا و به روشهای مختلف، حضور نسبی دارند، اما مشارکت یا به عبارتی شور و اشتیاق سابق را ندارند.
شاید مهمترین نشانه این وضعیت، آمارهایی باشد که از عدم بازگشت بخش بزرگی از کاربران به برخی پلتفرمها حکایت دارد. اتفاقی که نشان میدهد مسئله امروز کاربران ایرانی صرفاً وصل بودن اینترنت نیست؛ بلکه اطمینان از پایداری آن است.
در واقع، اینترنت بازگشته اما اعتماد کاربرانی که ماهها مهمترین ابزار کار و زندگی و سرگرمی خود را در یک رکورد تاریخی از دست دادند، هنوز در مسیر بازگشت قرار نگرفته است. اگرچه قبل و بعد از بازگشایی اینترنت، پیشبینی و گزارشهای زیادی حکایت از تداوم عوارض و خسارات قطعی اینترنت تا ماههای آتی داشته و دارند، موضوعی که مورد توجه برخی رسانههای داخلی و خارجی قرار گرفته است که در ادامه به برخی از این گزارشها پرداخته شده است.
- اینترنت آمد، اما کاربران برنگشتند
در یک نمونه براساس دادههای استخراجشده لایف وب، تعداد کاربران فعال اینستاگرام در هفته نخست پس از بازگشایی نسبی اینترنت نسبت به دوره پیش از محدودیتها با کاهش ۶۸ درصدی مواجه شده است و تعداد کاربران فعال از حدود ۱.۳ میلیون نفر به حدود ۴۲۸ هزار نفر رسیده است.
البته این آمار الزاماً به معنای مهاجرت دائمی یا خروج کاربران از اینستاگرام نیست و بخشی از این افت را میتوان ناشی از «عدم بازگشت» و «نااطمینانی» کاربران نسبت به آینده دانست.
این رفتار، بیش از آنکه یک واکنش فنی باشد، یک واکنش روانی و اقتصادی است. کاربرانی که در طول یکسال 3 بار تجربه از دست دادن ارتباطات، بازار، مشتریان یا کانالهای ارتباطی خود را داشته، طبیعی است که برای بازگشت کامل به همان زیستبوم دیجیتال با احتیاط و کندی بیشتری تصمیم بگیرند.
از قضا همین نگرانی را میتوان در اظهارات اخیر ستار هاشمی، وزیر ارتباطات نیز رصد کرد. وی در نشست خبری اخیر خود گفت یکی از تلخترین سوالهایی که این روزها با آن مواجه است این است که «اینترنت تا کی وصل خواهد ماند؟»
شاید همین جمله بیش از هر شاخص دیگری وضعیت فعلی را توصیف کند. پرسش اصلی کاربران دیگر سرعت اینترنت یا حتی کیفیت آن نیست؛ بلکه دوام آن است.
- روایت خارجی از اینترنت پس از بحران
همزمان با آغاز روند بازگشایی ارتباطات، وبسایت تخصصی TechRadar در گزارشی با عنوان «جشن گرفتن این احیای نسبی درست نیست؛ ایران پس از ۸۸ روز خاموشی اینترنت چه سرنوشتی خواهد داشت؟» به بررسی شرایط جدید اینترنت در ایران پرداخت.
این گزارش با استناد به دادههای داگ مدوری، مدیر تحلیل اینترنت شرکت Kentikاعلام کرد: با وجود بازگشت تدریجی ارتباطات، سطح ترافیک اینترنت ایران تنها به حدود ۶۰ درصد شرایط پیش از آغاز محدودیتها رسیده است.
TechRadar همچنین به نقل از یک فعال حوزه امنیت اینترنت و حقوق دیجیتال، نوشت: آنچه اکنون مشاهده میشود لزوماً به معنای بازگشت کامل اینترنت نیست و میتوان آن را نوع جدیدی از اینترنت دانست؛ وضعیتی که در آن اتصال وجود دارد اما سطح ترافیک و دسترسیها همچنان فاصله محسوسی با شرایط عادی دارند.
این رسانه برای بررسی ابعاد اجتماعی و انسانی ماجرا به نقل از یک پژوهشگر حوزه حقوق دیجیتال و فناوریهای نوظهور نوشت: جشن گرفتن بازگشت فعلی اینترنت زودهنگام است؛ زیرا به اعتقاد او زیرساختها و سازوکارهایی که امکان اعمال محدودیتهای گسترده را فراهم کردهاند همچنان پابرجا هستند و همین مسئله باعث میشود نگرانیها نسبت به تکرار چنین شرایطی از بین نرود.
به گفته او، بسیاری از مردم اگرچه از بازگشت نسبی ارتباطات خرسند هستند، اما همچنان نسبت به آینده تردید دارند و تصور میکنند این وضعیت میتواند دوباره تغییر کند.
- چرا کاربران هنوز مردد هستند؟
پاسخ این پرسش را باید فراتر از مباحث فنی جستوجو کرد. در اقتصاد دیجیتال، مهمترین سرمایه اعتماد است.
فروشگاه آنلاین، تولیدکننده محتوا، استارتآپ، فریلنسر یا حتی یک کاربر عادی زمانی به شکل کامل به بسترهای دیجیتال بازمیگردد که بتواند برای آینده برنامهریزی مطمئن و بلندمدت داشته باشد.
به طور کلی اقتصاد دیجیتال بر پایه پیشبینیپذیری شکل میگیرد و هیچ کسبوکاری نمیتواند بر مبنای عدم قطعیت دائمی سرمایهگذاری کند و بر همان روشها و مدلهای سابق اتکا کند.
به همین دلیل، حتی اگر محدودیتها به مرور برداشته شوند، تا زمانی که ذهن کاربران نسبت به آینده اطمینان پیدا نکند، بازگشت کامل نیز محقق نمیشود.
از این منظر، افت شدید فعالیت کاربران در برخی پلتفرمها را میتوان بیش از آنکه یک شاخص فنی دانست، به عنوان یک شاخص اعتماد عمومی تحلیل کرد.
- اینترنت پرو، لیست سفید و نگرانی از اینترنت طبقاتی
یکی دیگر از موضوعاتی که در گزارش TechRadar مورد توجه قرار گرفته، نگرانی نسبت به آینده مدل دسترسی کاربران به اینترنت است.
در این گزارش بحثهایی مانند «اینترنت حرفهای»، «لیست سفید» و دسترسیهای از پیش تأیید شده نیز مورد توجه قرار گرفته است که کماکان در ایران موضوعیت آنها به شکل کامل رد یا منتفی نشده است.
یک پژوهشگر حوزه حقوق دیجیتال و فناوریهای نوظهور در این گفتوگو میگوید هنوز مشخص نیست این مدلها در آینده چه شکلی پیدا خواهند کرد، اما آنچه باعث نگرانی است، حرکت به سمت ساختارهایی است که در آن همه کاربران لزوماً از سطح یکسانی از دسترسی برخوردار نباشند.
فارغ از اینکه چنین سناریوهایی تا چه اندازه عملیاتی شوند، واقعیت آن است که صرف طرح این مباحث نیز بر ذهنیت کاربران اثر گذاشته است.
در سالهای گذشته، مفهوم «اینترنت طبقاتی» بارها در فضای عمومی مطرح شده و هر بار واکنشهای گستردهای را به دنبال داشته است. دلیل این حساسیت نیز روشن است. کاربران اینترنت را یک زیرساخت عمومی میدانند و هرگونه تفاوت در سطح دسترسی را با حساسیت دنبال میکنند.
به همین دلیل، بخشی از تردید امروز کاربران را میتوان ناشی از ابهام نسبت به آینده مدل دسترسی دانست.
- اینترنت به مثابه ابزار حکمرانی
در همین حال، وبسایت Fair Observer در تحلیلی با عنوان «اینترنت به مثابه ابزار حکمرانی جنگی در ایران» تلاش کرده است موضوع را از زاویهای متفاوت بررسی کند.
این رسانه معتقد است که در بسیاری از کشورها، اینترنت دیگر صرفاً یک زیرساخت ارتباطی یا اقتصادی نیست، بلکه به بخشی از معادلات قدرت، امنیت و حکمرانی تبدیل شده است.
در این تحلیل آمده است که جنگهای مدرن دیگر صرفاً در میدانهای نظامی رخ نمیدهند. کنترل جریان اطلاعات، مدیریت روایتها و هدایت افکار عمومی نیز بخشی از میدان نبرد محسوب میشود.
بر همین اساس، دولتها در شرایط بحران بیش از گذشته تمایل دارند کنترل بیشتری بر زیرساختهای ارتباطی و اطلاعاتی اعمال کنند.
نویسنده این گزارش معتقد است که مفهوم سنتی «فیلترینگ» به تدریج جای خود را به مدلهای پیچیدهتری داده است؛ مدلهایی که در آنها هدف صرفاً حذف یک محتوا نیست، بلکه مدیریت کل جریان اطلاعات است.
به بیان دیگر، مسئله دیگر فقط «قطع یا وصل» نیست؛ بلکه نوع، سطح، زمان و دامنه دسترسی اهمیت پیدا میکند.
- از فیلترینگ تا اتصال مدیریتشده
یکی از مهمترین مفاهیمی که Fair Observer مطرح میکند، گذار از «فیلترینگ سنتی» به «اتصال مدیریتشده» است.
در این مدل، پرسش اصلی دیگر این نیست که آیا شهروندان باید به اینترنت دسترسی داشته باشند یا خیر؛ بلکه این است که چه کسانی، با چه سطحی از دسترسی، در چه زمانهایی و تحت چه شرایطی به اینترنت متصل باشند.
این تحلیل اگرچه درباره وضعیت ایران نوشته شده، اما در واقع به روندی جهانی نیز اشاره دارد؛ روندی که در آن اینترنت بیش از گذشته به بخشی از سازوکارهای حکمرانی تبدیل میشود.
همین مسئله نیز باعث شده بسیاری از تحلیلگران از تغییر ماهیت اینترنت از یک خدمت عمومی به یک ابزار راهبردی سخن بگویند.
- هزینههای اقتصادی و قربانیان خاموش بیثباتی ارتباطی
در کنار مباحث سیاسی و امنیتی، آثار اقتصادی چنین رویدادهایی نیز قابل توجه است.
گزارش Fair Observer با اشاره به برآوردهای موجود اعلام میکند که محدودیتهای گسترده اینترنتی میتواند روزانه دهها میلیون دلار به اقتصاد کشور آسیب وارد کند. اما خسارت اصلی صرفاً در اعداد و ارقام نیست.
کسبوکارهای اینترنتی، فروشندگان آنلاین، تولیدکنندگان محتوا، شرکتهای نرمافزاری، فریلنسرها و حتی بسیاری از مشاغل سنتی امروز به اینترنت وابسته هستند.
از سوی دیگر، بانکداری، حملونقل، لجستیک، تجارت الکترونیکی و خدمات دولتی نیز بدون ارتباطات پایدار امکان فعالیت مؤثر ندارند.
به همین دلیل، هرچه اقتصاد بیشتر دیجیتالی میشود، هزینه محدودیتهای ارتباطی نیز افزایش پیدا میکند.
اما وقتی درباره آثار محدودیتهای اینترنتی صحبت میشود، به طور معمول و به واسطه ارتباطات وسیعتر، صدای بلندتر و حامیان رسانهای بیشتر، نگاهها متوجه پلتفرمهای بزرگ، شرکتهای فناوری یا شاخصهای کلان اقتصادی میشود.
این در حالی است که بزرگترین آسیب را کسبوکارهای خرد، خانگی و متوسط متحمل شدهاند.
هزاران فروشگاه خانگی، تولیدکننده محتوا، مشاور، مدرس آنلاین، فریلنسر، فعال گردشگری، هنرمند و کسبوکار خرد طی سالهای اخیر بخش مهمی از درآمد خود را بر بستر اینترنت بنا کردهاند. لذا برای این گروهها، اینترنت صرفاً یک ابزار ارتباطی نیست بلکه محل کسب درآمد است.
در چنین شرایطی قطع یا محدود شدن ارتباطات برای یک فروشگاه آنلاین ممکن است به معنای توقف کامل فروش باشد. برای یک مدرس آنلاین به معنای از دست رفتن دانشجویان و برای یک تولیدکننده محتوا به معنای از دست رفتن مخاطبان و درآمد تبلیغاتی است.
به همین دلیل، اثرات محدودیتهای ارتباطی تنها در زمان وقوع بحران مشاهده نمیشود و تا مدتها پس از آن ادامه دارد. بنابراین بسیاری از کسبوکارها پس از بازگشایی اینترنت نیز با مشکل بازگشت مشتریان، بازیابی بازار و جبران خسارتهای انباشته مواجه هستند.
از این منظر، عدم بازگشت بخشی از کاربران به پلتفرمها تنها یک مسئله آماری نیست، بلکه میتواند به معنای ادامه رکود در بخشی از اقتصاد دیجیتال کشور باشد.
همین موضوع باعث شده مسئله پایداری ارتباطات به مطالبهای اقتصادی تبدیل شود. مطالبهای که تنها از سوی کاربران مطرح نمیشود، بلکه فعالان اقتصادی نیز آن را پیششرط توسعه اقتصاد دیجیتال میدانند.
- ناامیدی از ارتباطات جایگزین در صورت قطع مجدد اینترنت
اما از سوی دیگر با وجود بازگشت نسبی اینترنت، یکی از مهمترین دلایل تداوم تردید کاربران، کاهش اعتماد به «گزینههای جایگزین» در سناریوی قطع مجدد ارتباطات است. گزینههایی که در سالهای اخیر نهتنها تثبیت نشدهاند، بلکه در عمل با موانع فنی، حقوقی و امنیتی جدی مواجه بودهاند.
برای مثال در حوزه اینترنت ماهوارهای در عمل چند مانع جدی وجود دارد. از نرخهای بالا، عدم فراگیری، جرمانگاری و چالشهای قانونی، امنیتی و حقوقی کاربری گرفته تا ایجاد اختلال و پارازیتهای هدفمند روی سیگنالها.
لذا حاصل این وضعیت باعث شده فراگیری این ابزار در سطح عمومی عملاً محدود باقی بماند و به یک راهحل پایدار تبدیل نشود.
همچنین در زمان قطعیها قیمت سنگین کانفیگها، دسترسی غیرپایدار و وقوع کلاهبرداریهای گسترده نیز برای کاربران زیادی چالشساز بوده است.
از منظر فناوریهای نسل بعد نیز وضعیت چندان متفاوت نیست. فناوری موسوم به D2C (اتصال مستقیم ماهواره به موبایل) هنوز در مراحل اولیه توسعه قرار دارد و برآوردهای موجود نشان میدهد در بهترین حالت، تحقق فراگیر آن در مقیاس ملی به سالهای آینده موکول خواهد شد. بنابراین در افق کوتاهمدت، نمیتوان آن را جایگزین عملی اینترنت زمینی دانست.
از سوی دیگر، بحث «اینترنت طبقاتی» یا نسخههای موسوم به «پرو» و «سیمکارتهای سفید» نیز در افکار عمومی با اقبال گستردهای مواجه نشده است. کما اینکه بخش قابل توجهی از کاربران چنین مدلهایی را نه بهعنوان راهحل، بلکه بهعنوان تشدید شکاف دسترسی تلقی میکنند. مسئلهای که خود به افزایش بیاعتمادی دامن زده است.
همچنین نامشخص بودن آینده جنگ، مذاکرات و سطح تنشهای منطقهای نیز به متغیری تعیینکننده تبدیل شده است. در چنین شرایطی، احتمال تکرار سناریوهای گذشته، این ذهنیت را تقویت کرده که حتی در صورت بازگشت کامل اینترنت، امکان قطع مجدد آن همچنان یک ریسک واقعی و قابل توجه باقی میماند.
از سوی دیگر تجربه سالهای اخیر همچنین نشان داده است که نه قوانین داخلی و نه سازوکارهای بینالمللی موجود، تضمین الزامآوری برای جلوگیری از قطع یا محدودسازی گسترده اینترنت در شرایط بحرانی فراهم نکردهاند.
لذا مجموع این عوامل باعث شده کاربران نهتنها نسبت به پایداری اینترنت تردید داشته باشند، بلکه نسبت به کارآمدی و دسترسپذیری گزینههای جایگزین نیز اطمینان کافی نداشته باشند.
نتیجه این وضعیت، شکلگیری نوعی «تعلیق رفتاری» است. جایی که کاربران فعلاً نه بهطور کامل بازمیگردند و نه بهطور جدی امکان مهاجرت به مسیرهای جایگزین و مطمئن را دارند.
در نتیجه برخلاف تصور برخی کاربران در سالهای گذشته، امروز نه اینترنت داخلی برای بسیاری از فعالان اقتصادی کاملاً قابل پیشبینی است و نه گزینههای جایگزین از بلوغ و فراگیری لازم برخوردارند.
- آیا وعدهها میتواند اعتماد را برگرداند؟
در چنین شرایطی، مقامهای وزارت ارتباطات تلاش میکنند پیام متفاوتی به کاربران مخابره کنند. برای مثال وزیر ارتباطات بر ضرورت اتخاذ یک تصمیم راهبردی و واحد برای تضمین پایداری ارتباطات تأکید کرده است.
همچنین معاون حقوقی وزارت ارتباطات نیز اخیراً اعلام کرده است که کشور به سطحی از بلوغ رسیده که حتی در شرایط بحرانی نیز میتواند بدون قطع اینترنت مدیریت شود و دیگر شاهد قطع اینترنت نخواهیم بود.
این اظهارات را میتوان تلاشی برای بازسازی اعتماد عمومی و تشویق کاربران و کسبوکارها به بازگشت کامل به اقتصاد دیجیتال دانست.
اما تجربههای گذشته نشان میدهد اعتماد عمومی تنها با اعلام مواضع رسمی شکل نمیگیرد. اعتماد زمانی بازمیگردد که کاربران در عمل، ثبات و تداوم این رویکرد را مشاهده کنند.
- جمعبندی و نتیجهگیری
اگرچه اینترنت در ایران بار دیگر به کندی و به شکل نسبی در دسترس قرار گرفته است، اما شواهد نشان میدهد بازگشت فنی ارتباطات هنوز به بازگشت کامل اعتماد منجر نشده است.
به عنوان یک شاخص عددی، عدم بازگشت حدود ۶۸ درصد از کاربران فعال اینستاگرام (تا زمان تنظیم این گزارش) را میتوان یکی از مهمترین نشانههای این وضعیت دانست؛ نشانهای که بیش از آنکه از مهاجرت کاربران حکایت کند، از انتظار و تردید آنها نسبت به آینده خبر میدهد.
در چنین وضعیتی، شاید امروز مهمترین چالش اینترنت در ایران نه سرعت، نه کیفیت و نه حتی فیلترینگ، بلکه «اعتماد» باشد. کاربرانی که پس از تجربه ماههای اخیر، همچنان در حال ارزیابی شرایط هستند تا ببینند آیا اینترنت این بار برای ماندن برگشته است یا باید خود را برای دور دیگری از محدودیتها، دسترسیهای طبقهبندیشده و اینترنت چندسطحی آماده کنند.
تا زمانی که پاسخ روشن و پایدار برای این پرسش شکل نگیرد، بازگشت کامل کاربران، سرمایهگذاران و فعالان اقتصاد دیجیتال به زیستبوم آنلاین کشور نیز با تردید همراه خواهد بود. تردیدی که شاید از هر محدودیت فنی دیگری پرهزینهتر باشد.