سعید میرشاهی
فراموش کنید که ماجرا فقط درباره «پَسلرزههای هستهای» باشد. اکنون وقت «دیوارهای آتش» است. در حالی که بنا به ادعاها، برنامههای هستهای ایران فرو میپاشد، برنامههای سایبری آن در حال اوجگیری است و زیرساختهای سالخورده آمریکا بیدفاع ماندهاند.
سایت Theblaze در گزارشی نوشت، تصاویر واضح بودند: ستونهای دود بر فراز سایتهای هستهای ایران، نقطهگذاری آتشین بر سالها تنش، تهدید و عملیاتهای اطلاعاتی. آمریکا با کارزار هوایی گسترده، پیام روشنی فرستاد: جمهوری اسلامی، اجازه عبور از آستانه هستهای را ندارد.
بااینحال، اگر کسی فکر کند تهدید از بین رفته، سخت در اشتباه است. حمله به تاسیسات هستهای ایران ممکن است تنها روندی را تسریع کند که از پیش آغاز شده بود؛ گذار از ساخت بمب به نبرد دیجیتال. جنگ سایبری، چیزی را در اختیار ایران قرار میدهد که مشتاقانه در پی آن هستند: توانایی تحقیر، اخلال و انتقامگیری، بدون آنکه وارد درگیری نظامی مستقیم شوند.
- هکرها، جایگزین اورانیومها
در حالی که دیپلماتها آتشبس را جشن میگیرند، کارشناسان امنیت سایبری همچنان در حالت هشدارند. در سال ۲۰۲۵، برای فلجکردن دشمن، دیگر نیاز به اورانیوم غنیشده نیست، بلکه فقط به گروهی از هکرهای ماهر، دسترسی به آسیبپذیریهای سرقتشده و بیپروایی در حمله به زیرساختهای غیرنظامی نیاز است.
در بخش دیگری از این گزارش ادعا شده: کتابچه راهنمای سایبری ایران، یکشبه نوشته نشده است. در سال ۲۰۱۲، ویروس «شمعون»، سامانههای شرکت سعودی آرامکو را ویران کرد و دهها هزار رایانه را از بین برد. از آن زمان، تهران، همواره عملیات سایبری خود را توسعه داده است.
امروزه، ایران نیروی دیجیتال کارآمد، با انگیزه و سازمانیافته را داراست. حال که تأسیسات هستهایاش نابود شدهاند، ایران، دلایل بیشتری برای نشاندادن قدرت در حوزههای دیگر دارد. جنگ سایبری، همان چیزی را به ایران میدهد که بهدنبال آن است: توانایی تحقیر، اخلال و انتقامگیری بدون درگیری مستقیم.
البته آنها نخستین کشوری نیستند که به این مدل روی آوردهاند. روسیه نیز مدتهاست در حوزه سایبری سلطه دارد و اوکراین را با حملاتی علیه شبکه برق، ماهوارهها و نظامهای مالی، هدف قرار داده است. گروههای سایبری نظیر Conti و Black Basta با حمایت مسکو فعالیت میکنند، باجگیری میکنند و اطلاعات سرقتشده را برای ایجاد هرجومرج افشا میسازند.
این ترکیب از جاسوسی، خرابکاری و جرایم سایبری مورد حمایت دولت، به الگویی برای حکومتهای تحت فشار تبدیل شده است. ایران که درگیر تحریمهاست، نیاز به ابداع این مدل ندارد، فقط باید آن را اجرا کند.
بیشتر آمریکاییها هنوز جنگ سایبری را تهدید انتزاعی تصور میکنند؛ چیزی که واحد IT شرکتها در پشتصحنه مسوولت رسیدگی به آن هستند. همین بیتوجهی، به نفع دشمنان ماست.
کافی است به آسیبپذیریهای «روز صفر» توجه کنید؛ نقصهایی در نرمافزار که حتی سازندگان آن نیز از وجودشان بیخبرند. این آسیبپذیریها در بازارهای تاریک با قیمتهایی گزاف به فروش میرسند و به مهاجمان اجازه میدهند بدون شناسایی، از سدهای دفاعی عبور کنند.
نمونه دیگر «Chaos RAT» است؛ تروجان دسترسی از راه دور که میتواند به شبکه نفوذ کند و ماهها خفته باقی بماند. وقتی فعال شود، قادر است دادههای حساس را سرقت و نسخههای پشتیبان را پاک کند یا کل سامانهها را از کار بیندازد.
- سایبر، جبهه نمایش اقتدار ایران
ایران، انگیزه و مهارت استفاده از این سلاحها را دارد و زمانبندی نیز کاملاً به نفع این کشور است. حالا که برنامه هستهایاش درهم شکسته، به جبهه تازهای برای نمایش قدرت و بقا نیاز دارد.
نیروهای شبهنظامی سایبری چین نشان میدهند که چهچیزی ممکن است. گروههایی مانندAPT Silver Fox ، در نفوذ تدریجی تخصص دارند؛ آنها سالها صرف ایجاد دسترسی در شبکههای هدف میکنند. ایران شاید از نظر دسترسی جهانی همسطح پکن نباشد، اما روشها برایش قابل دسترساند. هکرهای ایرانی از کدهای روسی استفاده میکنند، در همان بازارهای سیاه خرید میکنند و از همان زیرساختهای موجود در دنیای مجرمانه دیجیتال بهره میبرند.
عرصه سایبری جهانی، اکنون مانند یک بازار سیاه بیقانون عمل میکند: اتحادهای سیال، تکنیکهای مشترک و تقریباً بدون هیچ قاعده و قانون. تقریباً همهچیز فروشی است.
بنابراین در حالیکه تیتر رسانهها، آتشبس میان ایران و اسرائیل را برجسته میکنند، از پرده بعدی غافل میمانند. هیچ آتشبسی، هکرهای یک کشور را محدود نمیکند. عملیات سایبری، ذاتاً با قابلیت انکار طراحی شدهاند. وقتی شبکه یک بیمارستان قفل میشود یا شبکه برق از کار میافتد، پاسخ تهران، قابل پیشبینی خواهد بود: انکار و نیشخندی درباره «بهداشت سایبری» ضعیف غرب.
انتظار داشته باشید ایران سنجش کند تا کجا میتواند در فضای سایبری پیش برود، بدون آنکه با حمله نظامی مواجه شود و اگر غرب، آمادگی لازم را نداشته باشد، این آزمونها ممکن است موفقیتآمیز باشند.
آمریکا همچنان در قدرت آتش متعارف، برتری دارد، اما دفاع سایبری، پاشنه آشیل آن است. سازمانهایی نظیر آژانس امنیت سایبری و زیرساخت آمریکا (CISA) پیشرفتهایی داشتهاند، اما زیرساختهای حیاتی مانند نیروگاهها، سیستمهای آبرسانی، و بیمارستانها، همچنان بر نرمافزارهای قدیمی و امنیت وصلهپینهای متکیاند.
ایران برای ایجاد ترس، نیاز ندارد شهری را نابود کند. قطع برق یک نیروگاه یا سرقت پروندههای محرمانه دولتی میتواند آسیب ماندگار وارد کند و اهرم فشار ایجاد نماید. این نابرابری میان سلطه در میدان نبرد و آسیبپذیری در عرصه دیجیتال، نیازمند اصلاح فوری است.
امنیت سایبری باید از یک بند هزینه در واحد آیتی، به اولویت راهبردی در سطح ملی تبدیل شود. این امر، به معنای توسعه سامانههای شناسایی مبتنی بر هوش مصنوعی، ایجاد بازدارندگی واقعی در برابر حملات سایبری و شکلدهی به مشارکتهای گسترده میان دولت و بخش خصوصی، برای حفاظت از زیرساختهای حیاتی است.
- نیش ایران با خنجر سایبری
عقبنشینی هستهای ایران اهمیت دارد، اما هیچ بمبی، مهارت یک هکر را پاک نمیکند و هیچ موشکی، ایدئولوژیای را که بر جنگ نامتقارن استوار است، از کار نمیاندازد.
ماههای پیشرو نشان خواهد داد آیا غرب، درس لازم را آموخته یا نه. رهبران تهران باید نشان دهند هنوز «نیش» دارند. شاید برنامه هستهایشان آسیب دیده، اما زرادخانه سایبریشان همچنان، تیز و به احتمال زیاد، از قبل، جسورتر است.
شاید جنگ بعدی با غرش جنگندهها بر فراز صحرا آغاز نشود. شاید در سکوت، در سالنهای نور فلور سانس مراکز داده شروع شود؛ جایی که نفوذگران، همینحالا، پشتسر سرورهای چشمکزن پنهان شدهاند و منتظر ماندهاند. در این میدان نبرد، قواعد، متفاوت است، اما پیامدها، کمتر از جنگهای فیزیکی نیست.