مهدی امیدوار
مشاور اقتصادی و مالیاتی رئیس اتاق اصناف ایران
در ادبیات جدید برخی دستگاههای دولتی، واژه «تابآوری» بیش از گذشته تکرار میشود. مفهومی که در مدیریت بحران و اقتصاد، به توانایی مقاومت در برابر شوکها، سازگاری با شرایط دشوار و بازگشت به وضعیت باثبات اشاره دارد.
اما مساله از جایی آغاز میشود که تابآوری بهجای ابزاری برای پیشگیری و مدیریت بحران، به رویکردی برای مواجهه با مشکلات حلنشده تبدیل شود. به این معنا که بهجای اصلاح سیاستهای نادرست و تقویت زیرساختها، بر افزایش ظرفیت تحمل مردم در برابر پیامدهای بحران تأکید شود.
پرسش اساسی این است که آیا تابآوری قرار است ابزاری برای عبور از بحران باشد یا جامعه را برای تحمل محدودیتهای طولانی آماده کند؟
تابآوری در معنای علمی و مدیریتی، نه انکار مشکل است و نه دعوت به تحمل بیپایان آن. جامعه تابآور از زیرساختهای آماده، نهادهای توانمند و سیاستگذارانی برخوردار است که از تجربه بحران برای اصلاح ساختارها استفاده میکنند. بنابراین، تابآوری باید حاصل حکمرانی کارآمد و سرمایهگذاری پیشگیرانه باشد، نه جایگزینی برای مسئولیت دولت.
- کارت سوخت؛ مدیریت مصرف یا ایجاد مشکل برای مردم؟
یکی از نمونههای قابل تأمل، سیاستهای جدید مربوط به کارتهای سوخت جایگاههاست. بر اساس گزارشهای منتشرشده، دولت و شرکت ملی پخش فرآوردههای نفتی در حال اجرای طرح شناسهدار کردن کارتهای اضطراری جایگاهها و محدود کردن استفاده از آنها هستند. مسئولان، اهدافی مانند شفافیت، مدیریت برداشت سوخت و کاهش عرضه خارج از شبکه را مطرح کردهاند.
مدیریت مصرف و مقابله با تخلفات، اهداف قابل دفاعی هستند، اما آیا آثار این سیاست بر دسترسی مردم به سوخت و احتمال ایجاد صف و اختلال نیز مورد توجه قرار گرفته است؟
وقتی استفاده از کارت شخصی به الزامی فراگیر تبدیل میشود و دسترسی به کارت اضطراری جایگاه محدودتر میشود، باید برای مواردی مانند فراموشی یا خرابی کارت و مشکلات فنی سامانه نیز راهکاری روشن وجود داشته باشد.
موفقیت چنین سیاستی را نباید صرفاً با میزان کنترل مصرف سنجید. هزینهای که مردم برای اجرای آن میپردازند نیز اهمیت دارد. اگر سیاستی با هدف مدیریت منابع به سردرگمی و اتلاف وقت شهروندان منجر شود، وظیفه سیاستگذار اصلاح آن است، نه انتظار برای سازگاری مردم با شرایط جدید.
- محدودیت گاز؛ آمادگی برای بحران یا پیشگیری از آن؟
در حوزه گاز، موضوع حساسیت بیشتری دارد، زیرا مستقیماً با امنیت انرژی، گرمایش خانوارها و فعالیت بنگاههای اقتصادی مرتبط است.
در مهرماه ۱۴۰۵، مسئولان استان گلستان و برخی استانهای همجوار از طراحی سناریوهای مختلف برای مواجهه با محدودیت گاز، از کاهش مصرف تا فرض قطع کامل آن، خبر دادند. همچنین مانوری با فرض قطع گاز مشترکان خانگی در استان برگزار شد.
برگزاری مانور برای سنجش آمادگی دستگاههای مسئول اقدامی ضروری است، اما در کنار آمادگی برای شرایط اضطراری، باید پرسید برنامه پیشگیری از وقوع چنین شرایطی چیست؟
آمادگی برای قطع احتمالی گاز، جایگزین تأمین پایدار انرژی و رفع ناترازی نیست. مانورها نیز باید به شناسایی ضعفها و تدوین برنامهای زمانبندیشده برای رفع آنها منجر شوند. اگر هر سال احتمال کمبود انرژی تکرار شود و سناریوهای اضطراری توسعه پیدا کنند، اما درباره رفع ریشههای مشکل پاسخ روشنی وجود نداشته باشد، افزایش آمادگی برای تحمل بحران را نمیتوان نشانه موفقیت دانست.
- اقتصاد در آزمون تابآوری
این منطق در وضعیت عمومی اقتصاد نیز دیده میشود. کسبوکارها با تورم مستمر، کاهش قدرت خرید، رکود بازار، بیثباتی اقتصادی و نااطمینانی ناشی از شرایط سیاسی و سایه جنگ مواجهاند. افزایش هزینههای حملونقل، تأمین کالا، اجاره، دستمزد و سرمایه در گردش نیز فشار بیشتری بر بنگاهها وارد کرده است.
در چنین فضایی، اگر پاسخ سیاستگذار صرفاً دعوت به سازگاری با شرایط دشوارتر باشد، سهم اصلاح سیاستهای اقتصادی کجاست؟
وقتی قیمتها افزایش مییابند، آیا باید فقط توان خانوارها برای کاهش مصرف و تحمل افت قدرت خرید را سنجید یا عوامل تورمزا و سیاستهای مؤثر بر هزینه زندگی نیز باید اصلاح شوند؟ وقتی کسبوکارها با کاهش تقاضا و افزایش هزینه فعالیت مواجهاند، آیا نباید مقررات زائد، هزینههای تحمیلی، بیثباتی تصمیمات و موانع رقابت نیز مورد بازنگری قرار گیرند؟
نمیتوان از بنگاهها انتظار داشت در برابر هر شوک جدید مقاومتر شوند، اما ابزارهای لازم برای پیشبینیپذیری، سرمایهگذاری و ادامه فعالیت را از آنها دریغ کرد. تابآوری اقتصادی بدون اصلاح سیاستهای اقتصادی، مفهومی ناقص است.
- مرز مسئولیت دولت و مشارکت مردم
نگرانی اصلی، استفاده از واژه تابآوری نیست، بلکه تغییری است که ممکن است در تعریف مسئولیتها ایجاد کند.
در الگوی درست، دولت مسئول کاهش احتمال بحران، تقویت زیرساختها، پیشبینی خطرها و مدیریت شرایط اضطراری است. مردم نیز با مشارکت آگاهانه به عبور از بحران کمک میکنند.
اما در الگوی معیوب، ضعف زیرساخت به ضرورت صرفهجویی مردم تعبیر میشود، بیثباتی اقتصادی با توصیه به سازگاری پاسخ میگیرد و اختلال در خدمات عمومی به فرصتی برای سنجش تحمل جامعه تبدیل میشود.
تابآوری نباید به مفهومی برای عادیسازی شرایط غیرعادی تبدیل شود. جامعه به همبستگی و مشارکت نیاز دارد، اما مشارکت مردم به معنای پذیرش بیپایان هزینههایی نیست که منشأ آنها خارج از اختیار شهروندان است. اعتماد عمومی زمانی تقویت میشود که انتظار همکاری از مردم با پاسخگویی نهادهای مسئول همراه باشد.
البته هیچ دولتی نمیتواند مانع همه بحرانها شود، اما تقسیم هزینههای آن باید موقت، شفاف و متناسب باشد و با برنامه خروج از وضعیت اضطراری همراه شود. در غیر این صورت، تابآوری به تقسیم هزینه ناکارآمدی میان مردم تبدیل خواهد شد.
آمادهسازی مردم برای محدودیت گاز، محدود کردن کارتهای سوخت جایگاهها و انتظار مقاومت کسبوکارها در برابر رکود و تورم، باید با برنامه مشخص دولت برای پیشگیری از بحران، جلوگیری از اختلال و کاهش هزینهها همراه باشد.
- معیار واقعی تابآوری چیست؟
اگر تابآوری قرار است به محوری جدی در سیاستگذاری تبدیل شود، معیارهای ارزیابی آن نیز باید روشن باشد.
تابآوری زیرساخت انرژی باید با کاهش احتمال اختلال و افزایش قابلیت اطمینان شبکه سنجیده شود. در اقتصاد، توان بنگاهها برای ادامه فعالیت و حفظ اشتغال اهمیت دارد و در حوزه اجتماعی، اعتماد عمومی و حمایت از گروههای آسیبپذیر باید مورد توجه قرار گیرد.
صرف برگزاری مانور، صدور دستورالعمل یا توصیه به صرفهجویی، بهتنهایی نشانه موفقیت نیست. باید مشخص شود این اقدامات چه ضعفهایی را برطرف کردهاند و چه نتایج قابل سنجشی داشتهاند.
کشور به تابآوری نیاز دارد، اما نه به معنای عادت کردن به گرانی، پذیرفتن محدودیتهای مکرر یا تحمل مشکلاتی که برای حل آنها برنامه روشنی ارائه نمیشود. مردم باید در مدیریت شرایط دشوار مشارکت داشته باشند، اما این مشارکت باید با پاسخگویی نهادهای مسئول همراه باشد.
نباید جامعه را به نقطهای رساند که بهجای مطالبه حل مشکلات، تنها درباره میزان تحمل خود در برابر آنها گفتوگو کند. دولت نیز باید توان خود را در حل مساله نشان دهد، نه اینکه صرفاً ظرفیت تحمل مردم را اندازه بگیرد.
تابآوری اگر به افزایش قدرت حل مساله منجر نشود، از راهبردی برای عبور از بحران به ابزاری برای عادیسازی آن تبدیل میشود. جامعه به دولتی نیاز دارد که علاوه بر مدیریت بحران، برای جلوگیری از وقوع آن نیز برنامه و عملکرد قابل سنجش داشته باشد.