عباس پورخصالیان
سال 1404 خورشیدی را به چند دلیل شاید بتوان سال نمایش ابرقدرتهای جهانی هوش مصنوعی در ایران دانست.
دلیل نخست، نمایش قدرت مرگبار جنگ افزارهای مجهز به هوش مصنوعی در تابستان سال جاری طی جنگ دوازده روزه بود.
دلیل دوم نیز خبر شکلگیری «قطب نوین دیجیتالی در جنوب جهانی» است که در روز دوم اسفند سال جاری (1404) در وبگاه سازمان فناوری اطلاعات ایران منتشر شد.
این وبگاه تحت عنوان «قطب نوین دیجیتالی در جنوب جهانی» نوشت:
- نشست راهبردی وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات ایران با همتای هندیاش در دهلینو (هندوستان) با هدف توسعه همکاریهای دوجانبه فناوری اطلاعات و هوش مصنوعی، تقویت امنیت سایبری و اقتصاد دیجیتالی و پیگیری دیپلماسی فناوری در چارچوب اجلاس جهانی هوش مصنوعی، برگزار و نکات مهمیمیان دو وزیر مطرح شد.
حضور وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات ایران در هند، به مناسبت برگزاری اجلاس جهانی «تأثیر هوش مصنوعی ۲۰۲۶» در این کشور بود.
ارمغان و دستاورد وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات ایران از این مأموریت، توسعۀ «دیپلماسی فناوری»، معرفی ظرفیتهای ایران در حوزۀ هوش مصنوعی و پیگیری همکاریهای دوجانبه و چندجانبه با دولت هند (و شاید شرکتهای هندی) در زمینۀ هوش مصنوعی عنوان شد.
دلیل سوم برای نامیدن سال 1404 به عنوان سال نمایش ابرقدرتهای جهانی هوش مصنوعی در ایران، تحمیل مجدد شرایط جنگی توسط اسرائیل و ایالات متحده به جمهوری اسلامیایران است.
من در اوج این بدترین شرایط مرگبار در حال نوشتن این یادداشت هستم و میکوشم تنها از درییچۀ محدود «عصر ارتباط» (که در عین حال، فراخ ترین پنجرۀ گشوده به مسائل فناوری و فرهنگ و سیاست روز ایران و جهان است) به اوضاع و احوال کشور بپردازم.
بدیهیست که یکی از دلایل مهم ورود کشور به این شرایط بحرانی سخت، ضعف حافظان امنیت و اطلاعات کشور در ایجاد اختلال در بهرهمندی دشمنان از هوش مصنوعی و ممانعت از برقراری ارتباطات زمان-واقعی ایشان از درون اتاقهای جنگشان با پنهانترین زوایای سیاسی و امنیتی کشور است.
کوشش وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات ایران برای رهایی از شرایط ناجوری که بر فضای بازار و صنعت سایبری کشور حکمفرما است، و تلاش وی برای توسعۀ دیپلماسی فناوری هوش مصنوعی با کشور هند، واقعاً ستودنی است. اما بیاییم واقع بین باشیم:
- نه جمهوری اسلامیایران و نه کشور هند به دلایل مختلف قادر به مبادلۀ ظرفیتهای خود در حوزۀ هوش مصنوعی و پیگیری آزاد همکاریهای دوجانبه و چندجانبه با یک دیگر در زمینۀ تحقیق و توسعۀ هوش مصنوعی نیستند.
یکی از این دلایل بی ثمر بودن برقراری دیپلماسی هوش مصنوعی با هند، نقش فوقِ نظامی/ فوقِ امنیتی بودن فناوری هوش مصنوعی است.
دلیل دومیکه مرتبط با دلیل اول است، بر اساس پیش بینی ناظران بازار فناوری هوش مصنوعی، شکل گیری تنها دو هرم قدرت مبتنی بر هوش مصنوعی در جهان امروز و آینده است، دو هرم قدرتی که در رأس یکی از آنها، ایالات متحده و در رأس دیگری کشور چین نشستهاند و علیه یکدیگر رقابتی ناسالم را برای حذف یا تضعیف دیگری پیگیری میکنند.
در پرتو این رقابت جهانی، آنچه که وبگاه سازمان فناوری اطلاعات ایران «قطب نوین دیجیتال در جنوب جهانی» مینامد، در بهترین حالتِ ممکن، فقط شعبهای و شاخهای فرعی از هرم قدرت ذیل ایالات متحده است؛ و در بدترین حالت، تبلیغ محض و پروپاگاندایی صرف که حزب حاکم بر هند در این گونه تبلیغات ید طولایی دارد!
دیگرکشورهای جهان میکوشند جایگاهی مناسب در یکی از دو هرم قدرت مذکور یا (به ندرت) در هردو هرم قدرت احراز کنند، در حالی که جایگاه جمهوری اسلامیایران در این تحول عظیم تکنولوژیکی/ ئوپُلیتیکی نامشخص است.
باید توجه داشت که:
چالش بزرگ حقوقی-سیاسی عصر ما در ماهیت قراردادهای همکاریهای راهبردی میان هر کشورِ خواهان بومیسازی هوش مصنوعی و کشور مربوط در رأس هرم مذکور نهفته است.
قراردادهای همکاری راهبردی در حوزۀ هوش مصنوعی معمولاً در قالب «معاملات نامتقارن هوش مصنوعی» فرموله و منعقد میشوند. معاملات بومیسازی فناوری هوش مصنوعی، به این دلیل «نامتقارن» نامیده میشوند که کلان-دادههای تولید و بهره برداری شونده در زیرساختهای هوش مصنوعی کشور واردکنندۀ فناوری باید همواره و همزمان هم در دسترس حاکمیت ملی کشور واردکنندۀ فناوری و هم در اختیار شرکت صادرکنندۀ فرافناوری باشد؛ در حالی که بخش اعظم سخت افزارها و تأسیسات فنی مورد نیاز بومیسازی پلتفرمهای هوش مصنوعی، اجزایی فوق استراتژیک برای شرکتها و کشور صادرکنندۀ فناوری هوش مصنوعی هستند و تحت قوانین، استانداردها و امتیازات مالی/ حقوقی خاص مشترکاً مدیریت میشوند.
در چنین شرایطی برای آن که حاکمیت حقوقی کشور واردکنندۀ فناوری نقض نگردد، کشور واردکنندۀ فرافناوری مجبور است در قوانین مربوط به صیانت از دادههای ملی خود تجدید نظر کند. جمهوری اسلامیایران در این زمینه، بدترین وضع ممکن را دارد، زیرا که هنوز (پس از گذشت حدود بیست سال از ورود شرکت آفریقای جنوبیِ تی.اِم. اِن به بازار موبایل کشور) فاقد قانونی شفاف در زمینۀ صیانت از دادههای ملی است.
در نتیجه و به عبارت دیگر: هند و جمهوری اسلامیایران توانایی لازم برای ایجاد یک هرم قدرت دیجیتالی سوم، مستقل از دو هرم مذکور، متشکل از کشورهای غیرمتعهد و ایفای نقشی تأثیرگذار بر نظم تکنولوژیکی آینده جهان را ندارند.
دلیل چهارم بیثمر بودن برقراری دیپلماسی هوش مصنوعی با هند، این واقعیت است که طی سال 1404 خورشیدی سه محور اصلی در حوزۀ فناوری اطلاعات ایران عبارت بودند از:
– تشدید روندهای قدیمیصیانت و کنترل محتوا،
– آغاز جدیتر بحث تنظیمگری هوش مصنوعی، و
– تداوم رویکرد حمایتی-نمایشی دولت نسبت به فناوریهای هوشمند.
در هر سه مورد فوق، هیچ بحثی در بارۀ چالش حاکمیت داده (data sovereignty) در عین واقعیت وابستگی متقابل به منابع خارجی صاحب امتیاز فناوری هوش مصنوعی هیچ بحثی مطرح نمیشود! (در حالی که مرکز پژوهشهای مجلس در خرداد 1404 پژوهشی تحت عنوان «حکمرانی داده و نقش آن در توسعه هوش مصنوعی در ایران» را (با شماره مسلسل: 20780 ) منتشر کرده و در مورد ضرورت حل چالشهای data sovereignty هشدار داد بود.)
دلیل پنجم بیثمر بودن برقراری دیپلماسی هوش مصنوعی با هند، این واقعیت است که از نیمۀ دوم ۲۰۲۵ بحث «قانون هوش مصنوعی» و معماری حکمرانی در ایران پررنگتر از پیش مطرح شد آنهم بدون تعیین هیچ مرکزیت مسئولی؛ تحلیلها نشان میداد که حاصل مصوبات مجلس برای هوش مصنوعی، ساختاری چندپاره از نهادهای مختلف است: از یک سو «سازمان ملی هوش مصنوعی» برای سیاستگذاری، از سوی دیگر نهادی برای زیرساختهای پردازشی زیر نظر وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات، و از طرفی نیز شورای ملی راهبری ذیل معاونت علمیرییس جمهور، در کنش و واکنش با تحولات صنعت هوش مصنوعی هستند در حالی که یک ستاد دیگر هم بهعنوان تنظیمگر در دولت تعریف شده است.
آنچه در این ساختار دیده نمیشود، انسجام نهادی و پیوند میان قانون مجلس و اسناد بالادستی مثل «سند ملی توسعه هوش مصنوعیِ» شورای عالی انقلاب فرهنگی است؛ این در حالی است که سند بالادستی، حوزههای آموزش و سلامت را محور کرده بود، اما قانون جدید بیشتر به ساخت نهاد و تقسیم اختیارات پرداخته تا به پیوند با آن اولویتها.
به این ترتیب، سال 1404 به عنوان سال نمایش و یک تازی ابرقدرتهای جهانی هوش مصنوعی در ایران به پایان رسید، به امید آن که در سال 1405 و سالیان بعد در کشور صلح و آرامش بر قرار و اوضاع و احوال سیاسی کشور هرچه زودتر آماده برای رویکردی نو در راستای حل و رفع چالشهای بغرنج مذکور در حوزۀ هوش مصنوعی شود.
ایران در شرایط کنونی اگرچه از لحاظ شاخص هوش مصنوعی انسان-محور دارای رتبۀ قابل قبولی در جهان است، اما به لحاظ نامشخص بودن جایگاه زیرساختی مان در هرمهای قدرت هوش مصنوعی، یکی از بزرگترین اقتصادهای ملی فاقد استراتژی بزرگ در حوزۀ بومیسازی صنعت و بازار هوش مصنوعی است.
هند مانند بسیاری از کشورهای دیگر، نه تنها دارای استراتژی بزرگ در حوزۀ بومیسازی صنعت و بازار هوش مصنوعی است، بلکه به نحوی سوداگرایانه به «سینههای گاو شیردهِ» کشور صاحب فناوری چسبیده و در هر صورت از شاخهای تیز مجهز به هوش مصنوعیاش پرهیز میکند.
شاید جمهوری اسلامیایران بتواند در میان دیگر کشورهای جهان آن استثناء بزرگ باشد و دوام بیاورد ولی بدون شک در جهان دوقطبی آینده تنها نقش «مالپاییس» [در رمان «دنیای قشنگ نو»یهاکسلی] را میتواند ایفا کند.